
تحلیل ارائه شده درباره نقش قیمت پول و خواب مطالبات در صنعت بیمه که توسط مدیرعامل بیمه آسیا در روزنامه دنیای اقتصاد به چاپ رسید هرچند شاید لبیک زودهنگامی به بخش نامه اخیر رئیس کل بیمه مرکزی در خصوص نحوه تسویه حق بیمه های قلمداد می شود اما از این جهت ارزشمند است که دست بر یکی از مزمنترین اختلالهای ترازنامهای شرکت های بیمه میگذارد؛ اختلالی که در سالهای تورمی، از یک دغدغه حسابداری به یک مسئله راهبردی تبدیل شده است، اما مشکل از آنهایی آغاز می شود که نگاه بخشی و به دور از نگرش حکمرانی بیمه و بسط آن در جامعه می تواند خود جهنم را از سر حسن نیت برای یک صنعت سنگفرش کند.
وقتی نرخهای بهره حقیقی منفی یا پرنوساناند و هزینه فرصت سرمایه بالاست، هر روز تأخیر در وصول حقبیمه، معادل یک زیان نامرئی است، این نکته کاملاً درست است اما مسئله اینجاست که آیا راهحل صرفاً در سختگیری اعتباری و اصلاح شبکه فروش خلاصه میشود یا موضوع عمیقتر از آن است؟
بیمه، در ذات خود، کسبوکاری مبتنی بر مدیریت همزمان ریسک فنی و ریسک مالی است، در اقتصادهای با ثبات، شرکتهای بیمه میتوانند با اتکا به جریان نقدی منظم حقبیمه و بازار سرمایه کارآمد، از محل سرمایهگذاریها بخشی از سود خود را تأمین کنند، در ایران اما با تورم مزمن، بازار سرمایه کمعمق و محدودیتهای سرمایهگذاری، نقش مدیریت نقدینگی بسیار پررنگتر شده است، در چنین شرایطی، خواب مطالبات فقط یک نقص اجرایی نیست؛ نشانهای از یک مدل کسبوکار ناسازگار با محیط تورمی است.
نکته قابل تأمل در این یادداشت آن است که گویی مشکل اصلی در رفتار شبکه فروش است قطعا تردیدی نیست که اعطای اعتبار خارج از چارچوب و تمدیدهای مکرر مهلت پرداخت، فشار نقدینگی ایجاد میکند اما باید پرسید چرا این رفتار شکل گرفته است؟ پاسخ را باید در رقابت ناسالم قیمتی، نرخشکنی و ضعف انضباط بازار جستوجو کرد؛
وقتی شرکتها برای حفظ سهم بازار، پوشش بیمهای را پیش از وصول حقبیمه فعال میکنند، در واقع از ترازنامه خود برای تأمین مالی مشتری استفاده میکنند بنابراین این دیگر یک مسئله عملیاتی نیست؛ یک انتخاب استراتژیک است.
از منظر مالی، خواب مطالبات سه اثر همزمان دارد، نخست، کاهش بازده داراییها؛ دوم، افزایش نیاز به سرمایه در گردش؛ و سوم، تضعیف نسبت توانگری، در شرایطی که مقررات توانگری مالی توسط بیمه مرکزی اعمال میشود، تداوم مطالبات معوق میتواند به ظاهر نسبتها را حفظ کند اما در عمل ریسک نقدینگی را افزایش دهد و این همان شکاف خطرناکی است که در شرکت های بیمهای با افزایش سود دفتری بدون نقدینگی واقعی خود را نمایان می کند.
با این حال، پیشنهاد واقعیسازی قیمت پول در نرخگذاری، اگر بدون توجه به قدرت خرید بیمهگذاران اجرا شود، میتواند به کاهش تقاضا و تعمیق رکود بیمهای منجر شود؛
بررسی ها نشان می دهد که صنعت بیمه هماکنون نیز از ضریب نفوذ پایین رنج میبرد، افزایش نرخ اعتباری بدون اصلاح ساختار رقابت، ممکن است صرفاً پرتفوی را به سمت شرکتهای کمانضباطتر سوق دهد، تجربه نشان داده است که در بازارهای با نظارت ضعیف، انضباط یکجانبه به زیان بازیگر منضبط تمام میشود.
بنابراین راهحل پایدارتر در سه سطح قابل جستوجوست، نخست، اصلاح مدل وصول و استفاده از ابزارهای مالی نوین؛ از جمله قراردادهای هوشمند، اتصال سیستمی شبکه فروش و اعمال خودکار تعلیق پوشش در صورت تأخیر. دوم، تقویت شفافیت صورتهای مالی و تفکیک دقیق مطالبات جاری از مشکوکالوصول، بهگونهای که بازار سرمایه بتواند ریسک نقدینگی را قیمتگذاری کند و سوم، هماهنگی نهاد ناظر برای جلوگیری از رقابت اعتباری پنهان؛
بنابراین اگر همه شرکتها ملزم به رعایت حداقل دریافت نقدی پیش از فعالسازی کامل پوشش شوند، زمین بازی متعادلتر خواهد شد.
اما مهمتر از همه، صنعت بیمه باید بپذیرد که در اقتصاد تورمی، سودآوری عملیاتی بر سود سرمایهگذاری تقدم دارد. اتکای تاریخی به درآمدهای غیرعملیاتی و بازی با نرخ تنزیل ذخایر فنی، راهحل پایدار نیست بنابراین قیمت پول باید در محاسبات اکچوئری لحاظ شود، اما نه بهگونهای که ریسک اجتماعی بیمهگری را نادیده بگیرد با این پیش شرط که باید پذیرفت بیمه نهادی است برای توزیع ریسک، نه انتقال هزینه ناکارآمدی به بیمهگذار.
مقاله مدیرعامل بیمه آسیا یک هشدار جدی است، «بیمه نسیه» در اقتصادی با پول گران و داغ، قابل دوام نیست، این گزاره از منظر مالی درست است اما اگر اصلاحات صرفاً در سطح شرکتها باقی بماند و به اصلاح ساختار رقابت و نظارت منجر نشود، نتیجه ممکن است خروج بازیگران منضبط و تقویت رفتارهای پرریسک باشد.
در نهایت، مسئله خواب مطالبات را باید نه صرفاً یک چالش نقدینگی، بلکه آزمونی برای بلوغ صنعت بیمه دانست، بازاری که نتواند بین رشد پرتفوی و کیفیت جریان نقدی تعادل برقرار کند، دیر یا زود هزینه آن را در قالب بحران اعتماد خواهد پرداخت؛
نکته ای که همه تصمیم سازان نظام بیمه باید به آن توجه ویژه داشته باشند این است که قیمت پول را میتوان در فرمولها گنجاند؛ اما انضباط مالی را باید در فرهنگ این صنعت بهینه کرد.