از مدیریت ریسک تا بهبود بازده؛ کالبدشکافی بازگشت بانک گردشگری

بانک گردشگری یکی از نمونههای قابل توجه بازگشت به لیست برترین ها در نظام بانکی است؛ بنگاهی که با بهبود شاخصهای کلیدی، ارتقای بازده حقوق صاحبان سهام و کاهش نسبی مطالبات غیرجاری، توانسته خود را از حاشیه فشارهای ترازنامهای به متن سودآوری بازگرداند.
در نظامهای مالی، شاخص CAMELS صرفاً یک ابزار نظارتی نیست؛ بلکه نوعی زبان مشترک برای سنجش سلامت بانکهاست، زبانِ کفایت سرمایه، کیفیت داراییها، مدیریت، سودآوری، نقدینگی و حساسیت به ریسک.
در اقتصادهایی که با تورم مزمن، سرکوب نرخ بهره و نوسانات سیاستی دست و پنجه نرم میکنند، این زبان اهمیت دو چندان مییابد، زیرا فاصله میان سود اسمی و سلامت واقعی میتواند بهسرعت گمراهکننده شود.
در چنین زمینهای، قرار گرفتن بانک گردشگری در میان بانکهای برتر از منظر مؤلفههای CAMELSاز جمله رتبه دوم در بازده حقوق صاحبان سهام و جایگاه قابل توجه در کفایت سرمایه، در نگاه نخست یک روایت موفقیت است نمونه ای از بازگشت یک بانک خصوصی از دورهای از فشار ترازنامهای به مسیر سودآوری.
اما مسئله دقیقاً در همین «روایت» نهفته است، اقتصاد ایران سالهاست که میان دو نیروی متضاد گرفتار شده است، از یک سو فشارهای ساختاری ناشی از تورم و نرخهای دستوری و از سوی دیگر تلاش بانکها برای بازسازی ترازنامه از طریق ترکیبی از بهبود عملیاتی و تعدیلهای حسابداری.
در چنین محیطی، سودآوری به ندرت یک متغیر خالص اقتصادی است؛ بلکه اغلب ترکیبی از عملکرد واقعی، جابهجایی داراییها و بازتعریف ریسک در دفاتر حسابداری است.
بانک گردشگری نیز از این قاعده مستثنا نیست، رشد قابلتوجه سود در دورههای اخیر، بخشی از یک روند واقعی در بهبود مدیریت هزینه و کنترل مطالبات غیرجاری را منعکس میکند.
کاهش وام های غیر عملیاتی و بهبود انضباط اعتباری نشان میدهد که تخصیص منابع نسبت به گذشته منطقی تر شده است و توسعه ابزارهای دیجیتال مانند نئوبانک و تنوعبخشی به درآمدهای کارمزدی نیز نشانههایی از گذار تدریجی به مدل بانکداری مدرنتر است.
با این حال، پرسش اساسی همچنان باقی است که چه بخشی از این بهبود، ساختاری و پایدار است و چه بخشی چرخهای و وابسته به شرایط خاص بازار دارایی است؟
تجربه نظام بانکی در اقتصاد کشور نشان میدهد که بازگشت سودآوری، اگر با کیفیت پایین داراییها و وابستگی به درآمدهای غیرتکرارشونده همراه باشد، میتواند بیشتر به «تثبیت ظاهری» شباهت داشته باشد تا اصلاح واقعی، در چنین حالتی، سود، بیش از آنکه حاصل خلق ارزش باشد، نتیجه بازتوزیع ریسک در زمان است.
از منظر CAMELS، نقطه حساس دقیقاً در تعامل میان کیفیت داراییها و سودآوری نهفته است، بانک ممکن است بازده حقوق صاحبان سهام بالایی ثبت کند، اما اگر این بازده بر پایه داراییهای پرریسک، یا واگذاریهای دورهای داراییهای ثابت شکل گرفته باشد، پایداری آن زیر سؤال میرود.
همینجاست که نقش کفایت سرمایه اهمیت مییابد، نه بهعنوان یک عدد، بلکه بهعنوان سپری در برابر شوکهای آتی.
در سطح کلانتر، داستان بانک گردشگری چیزی فراتر از یک بانک است، این داستان بازتابی از اقتصاد بانکی ایران است، اقتصادی که در آن بانکها همزمان نقش واسطه مالی، سرمایهگذار شبهدولتی و مدیر داراییهای منجمد را ایفا میکنند. چنین چندوظیفگی، مرز میان بانکداری تجاری و مدیریت دارایی را مخدوش میکند.
بنابراین، «بازگشت» بانک گردشگری به لیست بانک های برتر کشور اگرچه واقعی است، اما باید با احتیاط برای پایداری در این جایگاه مورد دقت قرار گیرد ، چراکه موضوع مهم سودآوری نیست، بلکه این است که آیا این سود میتواند در شرایط کاهش تورم، افزایش نظارت یا تغییر چرخه نقدینگی نیز دوام بیاورد؟
تحلیل این روند، نه فقط درباره این بانک، بلکه درباره ظرفیت کل نظام بانکی ایران برای حرکت از سودهای چرخهای به سودهای ساختاری قابل بررسی است.
[/xfgiven_gallery]

