«حیدری» در دنیای اقتصاد یا بیمه آسیا، کدامیک واقعی است؟

گروه بیمه - مدیرعامل یکی از بزرگترین شرکتهای بیمه کشور به تازگی یادداشت نغزی را در خصوص مطالبات در صنعت بیمه به نگارش درآورده است. اگر با لنز اقتصاد کلان به صنعت بیمه در اقتصادهای تورمی نگاه کنیم، یک گزاره بهظاهر بدیهی وجود دارد: پول، ارزان نیست. مسلما در چنین فضایی، هر روز تاخیر در دریافت جریانهای نقدی، معادل از دستدادن بخشی از ثروت واقعی است. در واقع در چنین فضایی بخشی از پرتفوی، بیآنکه دیده شود، در حال سوختن است.
این گزاره آنقدر روشن است که انتظار میرود همه بازیگران بازار، بهویژه مدیران ارشد، آن را نهفقط در گفتار، بلکه در عمل نیز مبنای تصمیمگیری قرار دهند. اما آنچه در عمل میبینیم، شکافی معنادار میان «دانستن» و «انجامدادن» است.
مجتبی حیدری، اخیرا در واکنش به بخشنامه جدید بیمه مرکزی که فروش بیمه نامه را از اردیبهشت ماه سال آینده عملا به صورت مستقیم هدف قرار داده، به درستی از «خواب مطالبات» بهعنوان یکی از چالشهای پنهان اما پرهزینه صنعت بیمه یاد میکند. او توضیح میدهد که در اقتصادی با تورم مزمن، تاخیر در وصول حقبیمهها نهتنها سود سرمایهگذاری را از بین میبرد، بلکه عملاً ارزش واقعی منابع شرکت را کاهش میدهد. این تحلیل، از منظر نظری، بینقص است. هر دانشجوی سال اول اقتصاد نیز میداند که در شرایط تورمی، «زمان» به یک متغیر مالی تبدیل میشود و تاخیر در دریافت پول، نوعی زیان قطعی است، نه صرفاً یک هزینه فرصت.
اما مسئله از جایی آغاز میشود که این تحلیل را از سطح نظری به سطح صورتهای مالی بیمه آسیا تعمیم دهیم. دادههای رسمی نشان میدهد که بخش قابل توجهی از پرتفوی این شرکت، نه بهصورت نقدی، بلکه در قالب مطالبات از شبکه فروش و سایر دریافتنیها باقی مانده است. به بیان سادهتر، همان پدیدهای که در مقام تحلیل، حیدری آنرا «مخرب» توصیف می کند،اما در مقام عمل، همچنان بخشی از مدل کسبوکار این شرکت است.
بیمه آسیا در ۶ ماهه امسال بالغ بر ۲۲.۵ همت حق بیمه تولید کرده است اما مطالبات از نمایندگان و بیمه گزاران شرکت در همین مدت ۱۹.۸ همت و سایر دریافتنی ها ۲.۳ همت عنوان شده به بیان ساده تر یعنی ۲۲.۲ همت مطالبات در برابر ۲۲.۵ همت فروش، یعنی حدود ۹۸ درصد فروش.
این همان پارادوکسی است که اقتصاددانان بارها در حوزههای مختلف با آن مواجه شده اند، بازیگران اقتصادی، اغلب دقیقاً میدانند چه چیزی غلط است، اما همچنان به انجام آن ادامه میدهند.دلیل این تناقض، معمولاً نه در ناآگاهی، بلکه در مجموعهای از انگیزهها و محدودیتها نهفته است که رفتار کوتاهمدت را بر منطق بلندمدت ترجیح میدهد.
در صنعت بیمه، این تناقض شکل مشخصی دارد. شرکتها برای حفظ یا افزایش سهم بازار، بهصورت گسترده به فروش اعتباری متوسل میشوند. پوشش بیمهای از روز اول فعال میشود، اما دریافت حقبیمه به آیندهای نامعلوم موکول میگردد. در ظاهر، پرتفوی رشد میکند و اعداد فروش افزایش مییابد. اما در واقعیت، بخشی از این «فروش»، چیزی بیش از یک تعهد کاغذی نیست و وصول آن بعضا به مدیران بعدی واگذار می شود.
در اقتصادی با تورم بالا، این تعهدات کاغذی بهسرعت ارزش خود را از دست میدهند. اگر نرخ تورم یا هزینه پول را در سطوح بالا در نظر بگیریم، هر ماه تاخیر در وصول مطالبات، به معنای کاهش واقعی ارزش آنهاست. به همین دلیل است که مطالبات، برخلاف تصور رایج، دارایی نیستند، بلکه در بسیاری از موارد، داراییهای در حال زوال هستند.
این زوال، پیامدهای متعددی دارد. نخست، شرکت بیمه از مهمترین مزیت مالی خود یعنی امکان سرمایهگذاری وجوه نقد محروم میشود. دوم، برای جبران این کمبود نقدینگی، به درآمدهای غیرعملیاتی یا حتی استقراض متوسل میشود و سوم، برای حفظ جریان فروش، وارد رقابتهای قیمتی مخربی میشود که در نهایت، کیفیت پرتفوی را نیز تضعیف میکند.
در این چارچوب، مطالبات نهتنها یک مساله حسابداری، بلکه یک ریسک سیستماتیک هستند؛ ریسکی که بهتدریج، ترازنامه شرکتها را فرسوده میکند، بدون آنکه لزوماً در سود و زیان کوتاهمدت بهوضوح دیده شود.
بنابراین، نقد حیدری در مورد «خواب مطالبات» کاملاً وارد است. اما نقد واقعی زمانی معنا پیدا میکند که از سطح گفتار فراتر رود. اگر مطالبات واقعاً مضر هستند و شواهد اقتصادی نشان میدهد که هستند سوال اساسی این است که چرا همچنان بهعنوان یکی از ارکان مدل کسبوکار بیمه آسیا باقی مانده و به رقم ۹۸ درصد فروش رسیده؟
پاسخ، همانطور که اغلب در اقتصاد اتفاق میافتد، در تعارض میان اهداف کوتاهمدت و پایداری بلندمدت نهفته است. کاهش فروش اعتباری، بهطور طبیعی به کاهش حجم پرتفوی در کوتاهمدت منجر میشود.
به همین دلیل، مساله مطالبات را نمیتوان صرفاً با توصیههای فنی حل کرد. این مساله، در قلب خود، یک انتخاب مدیریتی است، انتخابمیان رشد اسمی امروز و سلامت مالی فردا.تا زمانی که این انتخاب بهصورت شفاف انجام نشود، فاصله میان آنچه مدیران میگویند و آنچه شرکتها انجام میدهند، همچنان پابرجا خواهد ماند.
البته حیدری که هنوز عمر مدیریتش در یک شرکت بزرگ بیمه به یک سال نرسیده راهکارهای مطلوبی در این زمینه ارایه کرده است اما باید این راه حل های ناب را به سطح اجرا بیاورد تا باور پذیری خود را ارتقا دهد در غیر این صورت باید بداند که این تئوری ها پیش از او هم گفته شده است .
[/xfgiven_gallery]

