وقتی مدال و مناقصه همزمان می رسند

گروه بیمه - در حکمرانی ایرانی، گاهی بعضی اتفاقها آنقدر همزمان و هماهنگ رخ میدهند که آدم نمیداند باید برای این میزان «هماهنگی» کف بزند یا فقط لبخند تلخی بزند و از کنار آن عبور کند.
ماجرا از جایی جالب شد که همزمان با داغ شدن رقابت برای انتخاب بیمهگر خانواده معظم شهدا، در مراسمی رسمی با حضور سید میر احمد موسوی، جمعی از مدیران اقتصادی، بانکی و بیمهای و خانوادههای شهدا، از علی جباری به عنوان «نخبه ایثارگر شبکه اقتصادی کشور» تقدیر شد.
تا اینجای کار، همه چیز رسمی، محترمانه و حتی قابل دفاع به نظر میرسد. بالاخره در این کشور برای گرفتن برخی نشانها باید سالها زحمت کشید، تجربه اندوخت و در ساختارهای پیچیده اقتصادی دوام آورد؛ کاری که خود نوعی عملیات بقا در اقلیم اداری ایران محسوب میشود.
اما تراژدی آرام ماجرا از جایی آغاز میشود که همزمان با این نشان نخبگی، زمزمههایی هم درباره احتمال مهاجرت پرتفوی خانواده معظم شهدا به سمت بیمه ایران شنیده شد؛ پرتفویی که گفته میشود امسال ارزشی بیش از ۴۰ همت دارد و یکی از حساسترین قراردادهای صنعت بیمه کشور به شمار میرود.
در اینجا دیگر ذهن افکار عمومی دچار همان سردرگمی کلاسیک حکمرانی ایرانی میشود؛ یعنی جایی که تقدیر، تصمیم، تعارف، تشویق و قرارداد، همگی سوار یک آسانسور میشوند و آدم نمیداند کدامیک اول پیاده شده است.
البته نه جایگاه حرفهای علی جباری قابل انکار است، نه نیت برگزارکنندگان مراسم زیر سوال میرود؛ مسئله دقیقاً همینجاست؛ در حکمرانی مدرن، حتی «شائبه تلاقی منافع» هم اهمیت دارد. گاهی مشکل از تعارض نیست، از شباهت بیش از حد مسیرهاست؛ از اینکه مدال و مناقصه بیش از اندازه کنار هم عکس یادگاری میگیرند.
طنز ماجرا آنجاست که ظاهراً حالا بنیاد شهید، علاوه بر مسئولیتهای عظیم اجتماعی و فرهنگی خود، وارد قلمرو کشف نخبگان صنعت بیمه هم شده است؛ حوزهای که احتمالاً تا دیروز خود فعالان صنعت هم نمیدانستند مرجع رسمی نخبگیشان کجاست و این همان بخش کمیک داستان است؛ درکشوری که هنوز درباره شاخصهای دقیق ارزیابی توانگری مالی، کفایت ذخایر و کیفیت خدمات درمانی شرکتهای بیمه اختلاف نظر وجود دارد، ناگهان در تشخیص «نخبه اقتصادی» به وحدت نظر میرسد؛ آن هم درست در ایام توزیع یکی از بزرگترین پرتفوهای بیمهای کشور.
اما بخش تراژیک داستان فراتر از یک تقدیر یا یک قرارداد است. مسئله این است که خانواده معظم شهدا، صرفاً یک پرتفوی اقتصادی نیستند. اینجا موضوع اعتماد عمومی است؛ اعتمادی که اگر احساس کند فرآیندها حتی اندکی رنگ مصلحت، رودربایستی یا سیگنالهای غیررسمی گرفتهاند، آسیب آن فقط متوجه یک شرکت بیمه نخواهد بود، بلکه به سرمایه اجتماعی نظام تصمیمگیری بازمیگردد.
سال گذشته این پرتفو در اختیار بیمه دی بود و این شرکت با شبکهای متشکل از بیش از ۱۳ هزار مرکز درمانی تلاش کرد خدمات گستردهای ارائه دهد. این شرکت بدون تشریفات مرسوم نیز در ایام جنگ در مراکز درمانی طرف قرارداد نسبت به درمان آسیب دیدگان جنگی اقدام کرده بود. حالا فارغ از اینکه برنده نهایی چه شرکتی باشد، اصل ماجرا باید شفافیت فرآیند تصمیمگیری باشد؛ چراکه در حکمرانی، گاهی یک تقدیرنامه میتواند بیشتر از دهها بخشنامه، محل سوال ایجاد کند.
در نهایت، شاید بهتر باشد میان «تجلیل» و «تخصیص»، کمی فاصلهگذاری ایجاد شود؛ چون در اقتصاد سیاسی، مردم مدتهاست یاد گرفتهاند هر وقت مدالها بیش از حد براق میشوند، احتمالاً پشت صحنه یک پرتفوی بزرگ در حال عبور است.
[/xfgiven_gallery]

