صندلیهای ژله ای مسئله امروز بیمه دانا

گروه بیمه - وضعیت بیمه دانا امروز به سمتی می رود که سهامداران به صورت جدی باید از هیأتمدیره بخواهد شاخصهایی مانند نرخ جابهجایی مدیران، متوسط ماندگاری مدیران، سطح تمرکز تصمیمات، تعداد تصمیمات ارجاعی به مدیرعامل و میزان استقلال واحدهای تخصصی را بررسی و مبنای تحلیل عملکرد مدیرعامل قرار دهد.
شواهد ماههای اخیر در بیمه دانا یک پرسش جدی را در همین رابطه ایجاد می کند، آیا ساختار مدیریتی ابوالفضل آقادادی بیش از اندازه وابستگی به شخص مدیرعامل را ترویج می کند؟ و اساسا همین نگرش عامل ممیزی پرتفو در این شرکت بوده است؟ و در نهایت این سبک مدیریتی چه تاثیری بر ترازنامه دانا داشته و خواهد داشت؟
برای پاسخ به این پرسش ها، نظریه «رنسیس لیکرت» هنوز ابزار مناسبی است، لیکرت در سال ۱۹۶۱ چهار نظام مدیریتی را از اقتدارگرایی استثماری تا مدیریت مشارکتی تعریف کرد.
در میانه این طیف، نظام مدیریت «اقتدارگرایی خیرخواهانه» قرار دارد، مدلی که در آن مدیر ممکن است حمایتگر، در دسترس و حتی برای نزدیکان فکریش محبوب باشد، اما قدرت واقعی تصمیمگیری همچنان در رأس سازمان باقی میماند.
اگر ورود مستقیم مدیرعامل به فرآیندهای اجرایی، حساسیت بالا نسبت به حوزه های مختلف و تغییرات مکرر در مدیریت ها را کنار هم بگذاریم، بیمه دانا نشانههایی از همین الگو را بروز میدهد.
مسئله البته این نیست که مدیرعامل نباید بر بخش های مدیریتی بیمه دانا نظارت کند، برعکس، مسئله از جایی آغاز میشود که مرز میان «نظارت راهبردی» و «دخالت اجرایی» از بین میرود.
اگر مدیر، عنوان مدیریت داشته باشد اما برای تصمیمهای حرفهای خود نیازمند تأیید دائمی رأس سازمان باشد، در واقع مدیر نیست، مجری است.
اینجاست که تغییر مکرر مدیریت ها دیگر یک مسئله ساده منابع انسانی نیست، پرسش جدیتر این است که چرا این صندلی ها ثبات ندارد؟ آیا افراد نامناسب انتخاب میشود یا ساختار بهگونهای طراحی شده که استقلال حرفهای را تحمل نمیکند؟
در کوتاهمدت شاید مدیریت متمرکز مزایایی داشته باشد مانند اینکه تصمیم، سریعتر گرفته میشود، پیام سازمانی یکدستتر است و مدیرعامل احساس کنترل بیشتری دارد، اما این مزایا میتوانند فریبنده باشد.
کاهش ابتکار مدیران، رشد خودسانسوری و شخصیشدن سازمان، هزینه هایی است که مدیرعامل اقتدارگرا به سازمانش تحمیل می کند ولی قطعا سازمان تبعاتش را حتی بعد از تغییر مدیرعامل نیز تا سال ها تحمل خواهد کرد.
بنایراین اگر این مسیر در بیمه دانا اندکی بیشتر ادامه پیدا کند، این شرکت با نوعی «ریسک تمرکز مدیریتی» روبهرو می شود، همان ریسکی که در سرمایهگذاری و پرتفوی بیمهای از آن پرهیز میشود، اما این بار در اتاق مدیریت بازتولید شده است.
از همین منظر، توصیه به وزیر اقتصاد و سهامداران اصلی بیمه دانا این است که آنچه نیازمند بررسی جدی است، معماری حاکمیت شرکتی، حدود اختیارات مدیرعامل، کیفیت تفویض اختیار، ثبات مدیران کلیدی و کارآمدی هیأتمدیره در ایفای نقش نظارتی است در شرکتی است که این روزها با یک پرونده حقوقی بزرگ دست و پنجه نرم می کند.
[/xfgiven_gallery]

