صندلیهایی که زود خالی میشوند، یک هشدار مدیریتی به بیمه مرکزی

گروه بیمه ــ مسئله فقط جابهجایی یک مدیر از یک شرکت بیمه به شرکتی دیگر نیست، آنچه در ماههای اخیر در صنعت بیمه بیشتر به چشم میآید، شکلگیری نوعی «بازار گردش صندلیهای مدیریتی» است که امتداد آن به بیمه مرکزی هم رسیده است، مدیرانی که هنوز فرصت کافی برای ساختن، پاسخگویی و سنجش نتیجه تصمیمهایشان در یک شرکت پیدا نکردهاند، با پیشنهاد موقعیتی تازه، راهی سازمان بعدی میشوند.
وزیر اقتصاد در مجمع بیمه مرکزی بر نظارت جدی تر بر وضعیت شرکت های ناتراز اشاره کرده است و گفته که باید به مسئله آنها به سرعت ورود شود. اما ظاهرا مشکلات امروز صنعت بیمه حتی از سوی نظارت کنندگان هم جزیره ای دیده می شود مثلا معلوم نیست چرا سرپرست معاونت توسعه و نوآوری بیمه مرکزی باید از اعضای هیات مدیره بیمه دانا انتخاب شود، شرکتی که این روزها پیچیدگی های بسیاری از منظر مسائل بیمه ای و مدیریتی دارد؟ در حالی دوره مدیریت ابراهیم نوروزی دستگردی به عنوان نماینده منتخب سهام دار در این شرکت به پایان نرسیده است و أساسا چرا باید ترکیب مدیریتی بیمه ای دستخوش تغییر قرار گیرد که خود با مصائب قابل توجهی درگیر است.
نمونه تازه، علی بنیادی است. اسناد بیمه اتکایی آوای پارس نشان میدهد گروه مالی کارآفرین در ترکیب هیأتمدیره این شرکت حضور دارد و بنیادی به نمایندگی از این سهامدار، عضو غیرموظف هیأتمدیره معرفی شده است. در صورتجلسه هیأتمدیره نیز نام «علی بنیادی نائینی» به نمایندگی از گروه مالی کارآفرین در ترکیب هیأتمدیره ثبت شده است. دادههای سهامداری نیز سهم گروه مالی کارآفرین را در مقطع مجمع فروردین امسال حدود ۸.۰۴ درصد نشان میدهد.
اما نکتهای که در صورتهای مالی ششماهه منتهی به ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ جلب توجه میکند، جای خالی امضای بنیادی است. در صفحه معرفی و تأیید صورتهای مالی، نام او بهعنوان نماینده گروه مالی کارآفرین و عضو غیرموظف هیأتمدیره درج شده، اما در مقابل نام وی امضایی دیده نمیشود، در حالی که امضای سایر اعضای حاضر در همان صفحه ثبت شده است. خود سند نیز تصریح دارد صورتهای مالی در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ به تأیید هیأتمدیره رسیده است.
حالا خبرهای غیررسمی از احتمال حضور بنیادی در هیأتمدیره بیمه کارآفرین حکایت دارد، خبری که تا زمان اعلام رسمی باید در همین سطح، یعنی «گزارشهای غیررسمی»، باقی بماند، هرچند که مجمع ۲۹ مرداد کارآفرین اعضای حقوقی هیأتمدیره دوره جدید را انتخاب کرده، اما معرفی بنیادی بهعنوان نماینده یکی از آنها از سوی خود وی به تائید رسیده است.
موضوع بنیادی فراتر از یک نام است. آنها که دوره مدیریتی احسان خاندوزی در وزارت اقتصاد و ریاست علی استاد هاشمی در بیمه مرکزی و البته علی بنیادی در هیات عامل بیمه مرکزی را بخاطر می آورند به نیکی می دانند که بیمه مرکزی چگونه آن دوران را سپری کرد، دوره ای که تائیدیه های مدیریتی و انتصابات ضربتی بخشی از خاطرات کوتاه آن است.
حالا البته آن دوران گذشته است و ریاست بیمه مرکزی تلاش های بسیاری دارد که با ذره بین آن روزها مورد سنجش قرار نگیرد اما این تکانه ها در شرکت ها یادآور آن خاطرات است و شرکت هایی که با این نام ها گره خورده اند باید بدانند که خواه نا خواه حواشی را وارد جریان های کسب و کار می کنند.
در نظریه نمایندگی، کرسی هیأتمدیره صرفاً یک عنوان شغلی نیست، سهامدار اختیار نظارت بر سرمایه خود را به فردی میسپارد و در مقابل، انتظار تعهد زمانی، پاسخگویی و امکان ارزیابی نتیجه دارد، بنابراین اگر مدیر پیش از آنکه یک چرخه معنادار از تصمیم، اجرا و ارزیابی را پشت سر بگذارد به سازمان دیگری منتقل شود، «افق پاسخگویی» کوتاه میشود چرا که تصمیم در شرکت قبلی باقی میماند، اما تصمیمگیرنده دیگر آنجا نیست.
هر سهام داری که چنین نمایندگانی را بر می گزیند باید به این حواشی و رفتارهای مدیریتی افراد هم توجه داشته باشد، چرا که در صنعت بیمه موضوع فقط جا به جایی یک فرد نیست، این روزها داستان ها هم همراه افراد به این شرکت و آن شرکت در رفت و آمدند.
البته نشانههای دیگری نیز این نگرانی را تقویت میکند، سیدعلی زرهانی هنوز در تیرماه رئیس هیأتمدیره بیمه البرز و در خرداد رئیس کمیته انتصابات آن شرکت معرفی شده بود و اگر گزارشهای مربوط به انتقال او به بیمه دانا نیز محقق شود، پرسش مهم نه درباره حق مدیران برای تغییر شغل، بلکه درباره مدت ماندگاری، مأموریت تعریفشده و کارنامهای است که پشت سر میگذارند.
اینجاست که نقش رئیسکل بیمه مرکزی اهمیت پیدا میکند، چرا که ناظر نباید مانع گردش مدیران حرفهای شود، جابهجایی گاهی انتقال تجربه و حتی لازمه اصلاح شرکتهاست، اما میتواند استانداردی مطالبه کند که مدیری که از یک کرسی به کرسی مهمتری میرود مانند نوروزی چه مأموریتی در شرکت قبلی داشته، چه مدت برای اجرای آن فرصت داشته و چه نتیجه قابلاندازهگیری برجای گذاشته است؟
این حساسیت امروز اهمیت بیشتری دارد، زیرا انتصابات گذشته و شبکههای مدیریتی پیرامون وزارت اقتصاد پیشین همچنان موضوع بحث در صنعت است و خبر انتصاب تازه احسان خاندوزی نیز در روزهای اخیر منتشر شده است. بنابراین برای رئیسکل بیمه مرکزی، بهترین پاسخ به هر شائبه درباره «حلقهها» نه تکذیب لفظی، بلکه فرایند شفاف و قابل دفاع احراز صلاحیت است، فرایندی که در آن سابقه همکاری، آشنایی و رفاقت نه امتیاز باشد و نه مانع و معیار اصلی، تجربه مرتبط، عملکرد قابل سنجش و تعهد به دوره مسئولیت باشد.
سهامداران به افراد کرسی نمیدهند که رزومه آنان کاملتر شود، به آنها اختیار میدهند تا برای آنها ارزش بسازند. شرکت هایی که مدیرانشان پیش از آشکار شدن نتیجه کارشان دائماً از یک صندلی به صندلی دیگر بروند، در نهایت با یک مشکل جدی روبهرو میشوند« مسئولیت میماند، اما مسئول پیدا نمیشود.»
[/xfgiven_gallery]

