بیمه پارسیان و گذار از فروش بیمهنامه به مدیریت ترجیحات مالی
گروه بیمه - از روزی که عبدالناصر همتی تمام توان خود را برای توسعه بازار بیمههای عمر گذاشت تا امروز، این محصول با یک چالش ساختاری روبهرو بوده است، تورم مزمن، جذابیت بسیاری از ابزارهای پسانداز بلندمدت را کاهش داده و بخش قابل توجهی از خانوارها، طلا را به عنوان سپر حفظ ارزش دارایی برگزیدهاند.
به عبارتی در اقتصادهای تورمی، نوآوری واقعی، الزاماً به معنای خلق یک محصول جدید نیست، گاهی به معنای بازتعریف مسئلهای است که مشتری میخواهد آن را حل کند.
سالها صنعت بیمه، «عمر» را عمدتاً به عنوان ابزاری برای پوشش ریسک یا پسانداز بلندمدت معرفی کرده است، اما در اقتصادی که تورم مزمن، انتظارات جامعه را شکل میدهد، بسیاری از خانوارها پیش از آنکه به بازده اسمی بیندیشند، دغدغه حفظ قدرت خرید دارند، به همین دلیل، بیمه عمر ناخواسته وارد رقابتی نابرابر با طلا، ارز و سایر داراییهای ضدتورمی شده است، رقابتی که اغلب به زیان صنعت بیمه، پایان یافته است.
در همین رابطه پارسیان ظاهراً این واقعیت را پذیرفته است که مسئله اصلی مشتری دیگر انتخاب میان «بیمه» و «سرمایهگذاری» نیست، بلکه انتخاب میان شیوههای مختلف مدیریت ریسک است.
از این منظر، طراحی جدید این شرکت را باید تلاشی برای همسو کردن بیمه عمر با ترجیحات رفتاری جامعه دانست، نه تلاش برای تغییر این ترجیحات.
پارسیان به تازگی از طرحی رونمایی کرده که به واسطه آن اندوخته بیمهنامهها متناسب با انتخاب بیمهگذار، امکان سرمایهگذاری در صندوقهای طلا بر مبنای ارزش روز طلا یا صندوقهای درآمد ثابت را خواهند داشت.
اهمیت این طرح در آن است که شرکت، بازار را بر اساس سن، درآمد یا شغل تقسیم نکرده، بلکه بر مبنای نگرش افراد نسبت به ریسک، بخشبندی کرده است، گروهی که بزرگترین تهدید را کاهش ارزش پول میداند، نوسان قیمت طلا را هزینهای قابل قبول در برابر حفظ قدرت خرید می پندارد.
اما در مقابل، افرادی هستند که ثبات و قابلیت پیشبینی را بر هر چیز دیگری ترجیح میدهند و آرامش روانی را در بازدهی باثبات صندوقهای درآمد ثابت جستوجو میکنند.
این دقیقاً همان نقطهای است که علم مالی رفتاری به استراتژی کسبوکار تبدیل میشود، در اصل بیمه پارسیان محصول متفاوتی برای هر گروه نساخته است؛ بلکه حق انتخاب را به محصول اضافه کرده است.
در ادبیات اقتصاد رفتاری، این همان «معماری انتخاب» است، طراحی گزینههایی که مشتری بتواند بدون افزایش پیچیدگی، تصمیمی منطبق با ترجیحات خود اتخاذ کند.
بر مبنای این تحلیل، مزیت رقابتی پارسیان نه صندوق طلاست و نه صندوق درآمد ثابت، مزیت واقعی، درک این واقعیت است که بازار بیمه، دیگر بازاری مبتنی بر ویژگیهای جمعیتشناختی نیست؛ بلکه بازاری مبتنی بر روانشناسی تصمیمگیری.
شرکتی که بتواند این روانشناسی را بهتر بشناسد، احتمالاً سهم بیشتری از بازار آینده را نیز در اختیار خواهد گرفت.
البته به شکل کلی موفقیت این راهبردها تضمینشده نیست، اگر انتخابها پیچیده باشند، اگر تفاوت ریسک و بازده به روشنی توضیح داده نشود یا اگر مشتری احساس کند وعدههای سرمایهگذاری جایگزین شفافیت شدهاند، همین مزیت میتواند به منشأ بیاعتمادی تبدیل شود.
واقعیت این است که معماری انتخاب تنها زمانی ارزشآفرین است که بر پایه آموزش، افشای کامل اطلاعات و امکان بازنگری در تصمیم سرمایهگذار بنا شود.
با این حال، جهتگیری کلی پارسیان قابل توجه است، این شرکت به این قطعیت رسیده که آینده بیمههای زندگی صرفاً در توسعه پوششهای عرف بیمه ای نیست، بلکه در پیوند دادن صنعت بیمه با ابزارهای مدیریت دارایی قرار دارد.
اگر این رویکرد با اجرای منضبط و مشاوره مالی حرفهای همراه شود، پارسیان نه تنها محصول تازهای به بازار عرضه کرده، بلکه قواعد رقابت در بیمههای زندگی را نیز تغییر داده است.
در چنین سناریویی، آنچه فروخته میشود یک بیمهنامه نیست بلکه اطمینان خاطر ناشی از حق انتخاب است، محصولی که در اقتصادهای پرریسک، ارزش آن کمتر از خود سرمایه نیست.
پارسیان در این مسیر آینده ای روشن دارد چرا که این شرکت دارای چارچوب های حرفه ای مدیریتی و مالی است و با برند قابل اتکایی که دارد می تواند عملکرد موثری را رقم بزند.
[/xfgiven_gallery]


