آقای وزیر، بیمه دانا آزمایشگاه تربیت مدیر نیست

گروه بیمه - تحولات مدیریتی بیمه دانا بار دیگر به نقطهای رسیده که وزارت اقتصاد ظاهراً در جستوجوی نسخهای تازه برای یکی از بزرگترین شرکتهای بیمه کشور است، اما اگر قرار باشد این تغییر نیز حفظ همان منطق مدیریتی گذشته محدود شود، بعید است مسئله اصلی دانا حل شود.
اعداد چهارماهه ۱۴۰۵ توضیح میدهند چرا این بار انتخاب تیم مدیریتی اهمیتی فراتر از یک انتصاب معمولی دارد. حقبیمه تولیدی دانا نسبت به دوره مشابه حدود ۵۰.۷ درصد کاهش یافته، در حالی که خسارت پرداختی ۶.۵ درصد افزایش داشته و نسبت خسارت پرداختی به حقبیمه تولیدی به حدود ۹۰.۷ درصد رسیده است. از نگاه مدیران حرفه ای، چنین ترکیبی یک علامت هشدار است که ورودی جدید حقبیمه کوچک شده، اما خروجی خسارت همچنان ادامه دارد.
البته این وضعیت را نمیتوان و نباید تنها به حساب مدیرعامل فعلی نوشت چرکه اداره یک شرکت بیمه محصول تصمیمات هیأتمدیره، سیاستهای پذیرش ریسک، نرخگذاری، سرمایهگذاری، شبکه فروش و مدیریت خسارت است. بنابراین اگر امروز عملکرد دانا محل پرسش است، هیأتمدیره فعلی نیز باید درباره سهم خود در تصمیماتی که به وضعیت کنونی منتهی شده پاسخگو باشد.
این نکته زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که گفته میشود برخی اعضای همین ساختار مدیریتی و یا افرادی با همین ویژگی ها اکنون در میان گزینههای مدیرعاملی قرار گرفتهاند و همین موضوع سبب شده که بار دیگر توجهات به سمت وزارت اقتصاد جلب شود تا جایی که عنوان می شود اگر وضعیت موجود مطلوب است، ارتقای اعضای همان تیم بر مبنای کدام کارنامه قرار است؟ و یا اگر قرار است همین نسخه تمدید شود أساسا چرا باید هزینه تغییر را داد؟
مسئله فقط این هم نیست، چراکه بر اساس اطلاعات مطرحشده، در دوره مدیریت ابوالفضل آقادادی، از حدود ۳۷ موقعیت مدیریتی داخل شرکت، ۳۲ مورد طی حدود شش ماه تغییر کرده است. چنین حجمی از جابهجایی، فارغ از اینکه درباره صلاحیت افراد چه قضاوتی داشته باشیم، برای یک شرکت بزرگ بیمهای خود یک متغیر مهم در ارزیابی ثبات سازمانی است، مدیریتی که برای اصلاح شرکت آمده، اکنون شرکتی را تحویل میدهد که هم شاخصهای عملیاتی آن نیازمند توجه جدی است و هم بخش بزرگی از ساختار مدیریتی آن دستخوش تغییر شده است. این در حالی است که آقادادی حتی پا را نیز فراتر گذاشت و دست روی هویت برند این شرکت می گذارد و بدون پیوست های معتبر بازار و بازاریابی اقدام به تغییر شعار چندین ساله این شرکت کرده است.
از سوی دیگر در همین فضا، نامهایی از داخل هیأتمدیره، مجموعههای مرتبط با سرمایهگذاری دانا و افراد جوانتر خارج از این شرکت شنیده میشود، افراد جوان مانند پهلوانی و یا ملیحی و ... بدون طی سلسله مراتب تجربه و مدیریت در صعت بیمه ممکن است مدیرانی مستعد و دارای آینده حرفهای قابل توجه باشند؛ اما استعداد مدیریتی با آمادگی برای اداره شرکتی در وضعیت خاص دانا یکسان نیست چراکه دانا امروز به مدیرعامل و هیأتمدیرهای نیاز دارد که سابقه قابل سنجش در اداره شرکتهای بزرگ، مدیریت پرتفوی پیچیده، نقدینگی، خسارت و بازسازی مالی داشته باشند.
شنیدههایی نیز درباره افزایش شانس برخی افراد نزدیک به تیم اقتصادی دولت پیشین و مشخصاً حلقه مدیریتی احسان خاندوزی مطرح است. اگر چنین توصیههایی واقعاً وجود دارد، وزارت اقتصاد باید اتفاقاً با حساسیت بیشتری با آنها برخورد کند. تجربه انتصابات دوره گذشته در نهادهای مالی، از جمله بیمه مرکزی، خود موضوعی است که میتواند از منظر وزن تجربه اجرایی و سابقه مدیریت در بنگاههای بزرگ مورد ارزیابی قرار گیرد و تغییر مدیریت دانا نباید به بازتولید همان شبکه انتصابات تبدیل شود.
با کنار هم گذاشتن نامهایی که این روزها برای برخی مناصب در بیمه مرکزی و شرکتهای بیمه دیده میشود، این تصور در حال تقویت است که بخشی از شبکه مدیریتی صنعت بیمه بهتدریج در اختیار حلقهای قرار میگیرد که در دوره وزارت احسان خاندوزی شکل گرفت یا تقویت شد.
هرچند که مسئله، وابستگی یا نزدیکی افراد به یک وزیر سابق نیست و مسئله معیاری است که براساس آن مدیر انتخاب میشود. اگر تجربه سالهای اخیر یک درس داشته باشد، این است که اداره نهاد ناظر یا شرکتهای بزرگ بیمه را نمیتوان صرفاً به مدیران جوان، دانشگاهی یا افرادی سپرد که مهمترین مزیت آنها حضور در یک شبکه مدیریتی و اعتماد درونحلقهای است چراکه هرچند صنعت بیمه به دانش نیاز دارد، اما دانش جای تجربه اداره یک ترازنامه چنددههمتی، مدیریت خسارت، نقدینگی، شبکه فروش و بحران را نمیگیرد.
بیمه مرکزی نیز در این نقطه مسئولیت مستقلی دارد و باید دقت کند که آزمون صلاحیت حرفهای مدیران نباید در برابر فشارهای سیاسی، سازمانی یا توصیههای بیرونی به یک تشریفات اداری تبدیل شود.
بیمه دانا با میلیونها ذینفع مستقیم و غیرمستقیم از مسیر سهام عدالت، آزمایشگاه تربیت مدیر نیست. شرکتی با چنین ابعادی و با روندی که اعداد چهارماهه نشان میدهد، ظرفیت تبدیلشدن به یکی از نقاط آسیبپذیر صنعت بیمه را دارد.
وزارت اقتصاد این بار نباید فقط به دنبال «مدیرعامل بعدی دانا» باشد؛ باید تیمی را پیدا کند که بتواند مسیر دانا را عوض کند. تغییر صندلی، بدون تغییر کیفیت مدیریت، همان آزمون قبلی با نامهای تازه است.
آقای وزیر باید شخصا و بدون تاثیر از جریانات سیاسی به این موضوع ورود داشته باشد که اگربیمه توسعه ورشکست شد و زخم آن تاکنون بر پیشانی صنعت رخ نمایی می کند ابعاد توسعه با دانا قابل مقایسه نیست اما در صورت بروز پریشانی مالی بیمه دانا صنعت بیمه از کمر به دو نیم تقسیم می شود و این نتیجه ای خواهد بود که تا ابد بر پیشانی وزیر اقتصاد حک خواهد شد و کیفیت حکمرانی وی در صنعت را روایت خواهد کرد.
[/xfgiven_gallery]

