.
راز پول » بانک مرکزی » ثبات پولی بدون استراتژی ارتباطی، توهمی پرهزینه است

ثبات پولی بدون استراتژی ارتباطی، توهمی پرهزینه است

کد خبر: 362


گروه بانک
- در اقتصادهای مدرن، سیاست پولی دیگر صرفاً مجموعه‌ای از ابزارهای فنی برای تنظیم نرخ بهره، کنترل نقدینگی یا مدیریت ترازنامه بانک مرکزی نیست؛ سیاست پولی، به‌طور فزاینده‌ای، هنر مدیریت انتظارات است.

این گزاره در اقتصادهایی با تورم مزمن و بی‌ثباتی تاریخی، اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند، در چنین شرایطی، استراتژی ارتباطی بانک مرکزی نه حاشیه‌ای بر سیاست پولی، بلکه بخشی از خود آن است؛ ابزاری نرم که اگر درست طراحی شود، می‌تواند اثر ابزارهای سخت را تقویت کند و اگر نادیده گرفته شود، آن‌ها را خنثی سازد.

بازگشت عبدالناصر همتی به ریاست بانک مرکزی، برای بازار ایران بیش از آنکه یک تغییر مدیریتی باشد، یک سیگنال انتظاری بود، بازار به ‌درستی می‌داند که همتی نماینده نوعی نگاه عمل‌گرایانه‌تر به سیاست پولی است، اما این سیگنال، تنها در صورتی می‌تواند به ثبات تبدیل شود که درون یک روایت ارتباطی منسجم قرار گیرد، رئیس کل باید بپذیرد که سیاست پولی بدون روایت، شبیه فرمانی است که به یک سیستمی عصبی قطع‌شده صادر ‌شود؛ به عبارتی یعنی دستور وجود دارد، اما انتقال معنا مختل است.

ادبیات اقتصاد کلان طی سه دهه گذشته به‌ روشنی نشان داده که انتظارات تورمی، کانال اصلی انتقال سیاست پولی‌اند. از نظریه انتظارات عقلایی گرفته تا چارچوب‌های سیاست‌گذاری مبتنی بر قاعده، همه بر این نکته توافق دارند که تصمیمات بانک مرکزی زمانی مؤثرند که باورپذیر باشند.

باورپذیری اما نه با اعلام عدد، بلکه با تداوم گفتار، انسجام پیام و پیش‌بینی‌پذیری رفتار ساخته می‌شود، و دقیقا در همین نقطه است که استراتژی ارتباطی به خدمت استراتژی پولی درمی‌آید،، البته نه به‌عنوان ابزار تبلیغ، بلکه به‌عنوان سازوکار تثبیت انتظارات.

اما در ایران، چالش مضاعف است، جامعه نه ‌تنها با تورم بالا مواجه است، بلکه تجربه‌های مکرر از شکاف میان وعده و نتیجه، اعتماد به زبان رسمی را فرسوده کرده است، در چنین فضایی، حتی تصمیمات درست پولی نیز می‌توانند واکنش‌های هیجانی ایجاد کنند، بنابراین استراتژی ارتباطی بانک مرکزی باید این واقعیت را بپذیرد که بازار، پیش از آنکه به واقعیت‌ها واکنش نشان دهد، به تفسیر خود از آن‌ها واکنش نشان خواهد داد، بنابراین کنترل این تفسیر، همان جایی است که «ارتباطات» به ابزار سیاست پولی بدل می‌شود.

اولین کارکرد ارتباطات، کاهش عدم‌قطعیت است، باید پذیرفت که بازار از خبر بد نمی‌ترسد؛ از ابهام می‌ترسد، پس زمانی که بانک مرکزی چارچوب فکری خود را به‌طور منظم و قابل فهم توضیح می‌دهد، حتی تصمیمات انقباضی نیز کمتر به شوک تبدیل می‌شوند، این اصل هیچگاه نباید فراموش شود که ارتباط حرفه‌ای، تصمیم پولی را از یک «رخداد» هیجان زا به یک «مسیر» قابل پیش بینی تبدیل می‌کند.

دومین کارکرد، لایه‌بندی پیام متناسب با گروه‌های اجتماعی است، باید درنظر داشت که سیاست پولی واحد است، اما انتظارات و درک مفاهیم یکسان نیست؛

واقعیت این است که سپرده‌گذار خرد به امنیت، فکر می‌کند، فعال بازار، به سرعت واکنش نشان می‌دهد، تولیدکننده به ثبات هزینه‌ها چشم دارد و در این میان استراتژی ارتباطی موفق، منطق واحد سیاست پولی را با زبان‌های متفاوت بازگو می‌کند، این کار، نه ساده‌سازی افراطی است و نه پیچیده‌گویی تکنوکراتیک، بلکه ترجمه سیاست به زبان قابل درک است، این ترجمه، اعتماد می‌سازد و اعتماد، هزینه مداخله پولی را کاهش می‌دهد.

سومین کارکرد، پیش‌دستی در روایت‌سازی است، یکی از ضعف‌های مزمن نهادهای پولی در اقتصادهای ناپایدار، واکنشی‌بودن است، ابتدا شایعه شکل می‌گیرد، سپس نرخ‌ها می‌لرزند و در نهایت، بیانیه‌ای دیرهنگام صادر می‌شود؛ این الگو، عملاً سیاست پولی را به اسیر بازار تبدیل می‌کند اما در مقابل، ارتباطات پیش‌نگرانه، بخشی از خود سیاست پولی است، وقتی بانک مرکزی پیش از تصمیمات حساس، منطق آن‌ها را توضیح می‌دهد، بازار به‌جای حدس‌زدن، منتظر تحقق یک سناریو می‌ماند.

چهارمین کارکرد، تبدیل زبان فنی به زبان اقناعی است، سیاست پولی ذاتاً پیچیده است، اما اثرات آن ساده و روزمره‌اند، پس اگر این پل ارتباطی ساخته نشود، میدان به روایت‌های ساده اما مخرب واگذار می‌شود، بنابراین می توان نتیجه گرفت که مدیر روابط عمومی بانک مرکزی، در این معنا، مترجم سیاست پولی است، کسی که بدون وعده‌سازی، تصمیمات سخت را قابل فهم می‌کند، این فهم، حتی اگر رضایت نیاورد، از هراس می‌کاهد و هراس، دشمن ثبات است.

در نهایت، ارتباطات زمانی به خدمت سیاست پولی درمی‌آید که در بطن یک انسجام سازمانی قرار داشته باشد، تناقض در گفتار، بزرگ‌ترین دشمن اعتبار بانک مرکزی است، بازار، سازمانی را جدی می‌گیرد که با یک صدا، صحبت می‌کند، حتی اگر آن صدا محتاط، محدود یا ناخوشایند باشد و روابط عمومی حرفه‌ای، این انسجام را پیش از هر انتشار پیام تضمین می‌کند.

در چنین چارچوبی، پرسش از توانایی مدیر روابط عمومی بانک مرکزی، پرسش از فرد نیست؛ پرسش از فهم نقش است.

اگر این جایگاه همچنان به اطلاع‌رسانی اداری تقلیل یابد، سیاست پولی ناگزیر پرهزینه و پرنوسان خواهد بود، اما اگر ارتباطات به‌عنوان بخشی از معماری سیاست پولی طراحی شود، حتی در اقتصاد پرریسک ایران نیز می‌توان دامنه واکنش‌های هیجانی بازار را محدود کرد، در جهانی که پول بیش از هر زمان دیگر پدیده‌ای روانی است، ثبات پولی بدون استراتژی ارتباطی، توهمی پرهزینه است.

[xfgiven_gallery]
[/xfgiven_gallery]
دسته بندی: بانک مرکزی
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید