وقتی «عملکرد» از راز ثروت پنهان آسیا رونمایی می کند
![]()
گروه بیمه - اگر از یک سرمایهگذار بپرسید بزرگترین دارایی یک شرکت بیمه چیست، احتمالاً به سرمایه، ذخایر فنی یا پرتفوی سرمایهگذاری اشاره خواهد کرد، اما این پاسخ، همانقدر ناقص است که ارزش یک کوه یخ را تنها از بخش بیرونزده آن قضاوت کنیم.
بیایید در همین ابتدا بپذیریم که در صنعت بیمه، مهمترین دارایی در ترازنامه ثبت نمیشود، در ذهن کارکنان، در الگوریتمهای قیمتگذاری، در شبکه نمایندگان و در اعتماد میلیونها مشتری پنهان می شود.
اقتصاددانان این مجموعه نامرئی را «سرمایه فکری» مینامند، سرمایهای که امروز بیش از سرمایه مالی، موتور خلق ثروت است.
نگاهی به عملکرد بیمه آسیا این واقعیت را بهخوبی آشکار میکند، در ظاهر، اعداد تنها از رشد یک شرکت بزرگ حکایت دارند، ۵۲۸ هزار میلیارد ریال حق بیمه تولیدی، ۵۹ هزار میلیارد ریال سود خالص و حدود ۲ هزار و ۶۰۰ نیروی انسانی.
اما وقتی این ارقام را کنار هم قرار میدهیم، تصویر دیگری شکل میگیرد، هر کارمند این شرکت بهطور متوسط بیش از ۲۰۳ میلیارد ریال حق بیمه و نزدیک به ۲۳ میلیارد ریال سود خالص خلق کرده است.
البته این دیگر صرفاً یک شاخص بهرهوری نیست، بلکه معیاری برای سنجش کیفیت دانش سازمانی است.
اعداد نشان میدهند که ارزشآفرینی بیمه آسیا بیش از آنکه محصول تعداد کارکنان باشد، حاصل کیفیت تصمیمهایی است که این کارکنان میگیرند.
در عملیات بیمه گری که سود و زیان میتواند با چند درصد خطا در برآورد ریسک جابهجا شود، دانش اکچوئرها، مدیران ریسک و متخصصان سرمایهگذاری به یک دارایی اقتصادی تبدیل میشود. شاید مهمترین نکته درباره بیمه آسیا نیز همین باشد که بخش مهمی از سود آن، نه از افزایش نرخ بیمهنامهها، بلکه از توان مدیریت داراییها و تخصیص سرمایه حاصل شده است، این نقطه هان جایی است که دانش به پول تبدیل شده است.
اما واقعیت این است که دانش، بدون سازمان، دوام نمیآورد، به همین دلیل است که امروزه در نسخه های جدید علم مدیریت، «سرمایه ساختاری» اهمیت ویژه ای پیدا کرده است.
بیمه آسیا تنها در یک سال حدود ۳ هزار میلیارد ریال برای توسعه خدمات و زیرساختهای فناوری اطلاعات هزینه کرده، رقمی که نسبت به سال قبل، ۸۳ درصد افزایش یافته است. این عدد در عملیات حسابداری یک هزینه است، اما در واقع سرمایهگذاری برای آینده است، چراکه اگر این زیرساخت بتواند تنها یک درصد از هزینههای عملیاتی یا نسبت خسارت را کاهش دهد، بازده اقتصادی آن در مقیاس بیش از ۵۲۸ هزار میلیارد ریال حق بیمه، چندین برابر سرمایهگذاری اولیه خواهد بود.
در این رابطه یکی از مهمترین ارکان، لایه سرمایه ارتباطی است، همان دارایی که کمتر در صورتهای مالی دیده میشود، اما بیشترین ارزش را دارد.
بیمه آسیا با ۱۱۰ شعبه، نزدیک به چهار هزار نمایندگی و تقریبا هزار و ۵۰۰ کارگزاری، شبکهای متشکل از بیش از پنج هزار نقطه تماس با بازار ایجاد کرده است.
ساختن چنین شبکهای نه با سرمایه مالی، بلکه با دههها اعتماد، تجربه و ارتباطات انسانی ممکن شده است.
شاید به همین دلیل باشد که این شرکت توانسته در یک سال، ۴۶ درصد به حق بیمه ناخالص خود بیفزاید؛ رشدی که بیش از آنکه محصول تبلیغات باشد، نتیجه سرمایه اجتماعی انباشته شده است.
اما همینجا باید مکث کرد، سودآوری امروز بیمه آسیا تا حدی بر بازده سرمایهگذاری نیز در بازاری که ذات آن نوسان است، استوار است.
بنابراین موصوع اصلی برای سهامداران آینده، نه این که شرکت امسال چه میزان سود ساخته، بلکه این است که در پنج یا ده سال آینده، چه سهمی از این سود از «دانش بیمهگری» و چه سهمی از «چرخه بازار سرمایه» حاصل خواهد شد.
بنابراین می توان رمزگشایی کرد که شاید مهمترین رویکرد بیمه آسیا این باشد که ثروت واقعی، پیش از آنکه در صورت سود و زیان ظاهر شود، در داراییهای نامرئی شکل میگیرد.
سرمایه فکری، همان حلقه گمشدهای است که اعداد را به ارزش و ارزش را به ثروت پایدار برای سهامداران تبدیل میکند و در اقتصاد امروز، این دارایی نامرئی، ارزشمندترین دارایی هر شرکت بیمه است.
[/xfgiven_gallery]

