«البرز» و بازگشت بیمه به مأموریت فراموششده در اقتصاد
گروه بیمه - اقتصاد ما سالهاست با یک تناقض زندگی میکند، همه از تورم سخن میگویند، اما کمتر کسی درباره معماری تورم حرف میزند.
در جغرافیای ما تقریباً تمام پروژههای بزرگ، از کارخانه تا آزادراه، برای تأمین مالی به شبکه بانکی چشم دوختهاند و در چنین ساختاری طبیعی است که بانکها به بازیگر اصلی اقتصاد تبدیل شوند.
دقیقا همین وابستگی است که بهای سنگینی دارد، زیرا بانک برای تأمین مالی بلندمدت، ناچار است بر منابعی تکیه کند که عمدتاً کوتاهمدت هستند، هرچه این شکاف بزرگتر شود، فشار بر ترازنامه بانکها بیشتر و وابستگی اقتصاد به اعتبار بانکی عمیقتر میشود تا جائیکه همین دیروز صدای عبدالناصر همتی که خود رکورد جلوس بر صندلی ریاست کلی بیمه مرکزی را نیز در اختیار دارد، درآمد که دیگر عزم جدی برای برخورد با بانک های ناتراز دارد.
در چنین شرایطی، ظهور بیمههای زندگی پروژهمحور دیگر صرفاً معرفی یک محصول جدید نیست، چراکه اگر پایدار ادامه یابد، نشانه ای واضح از آغاز تغییری مهم در ساختار تأمین مالی اقتصاد است.
سالهاست که صنعت بیمه با پرداخت خسارت شناخته میشود، در حالی که در اقتصادهای پیشرفته، نقش اصلی شرکتهای بیمه بسیار فراتر از این است، آنها از بزرگترین سرمایهگذاران ریشه ای در جهان هستند.
منابعی که از محل بیمههای زندگی جمعآوری میشود، به جای ورود به چرخه سفتهبازی، صرف سرمایهگذاری در نیروگاهها، خطوط ریلی، بنادر، بیمارستانها و سایر زیرساختهای اقتصادی میشود، به همین دلیل، توسعه بیمههای زندگی در گزارشهای OECD بانک جهانی و انجمن بینالمللی ناظران بیمه، نه صرفاً یک هدف صنعت بیمه، بلکه بخشی از راهبرد توسعه اقتصادی کشورها محسوب میشود.
طرح بیمه زندگی و سرمایهگذاری پروژهمحور بیمه البرز نیز با همین متد برنامه ریزی شده، چرا که این ابر طرح که با پروژه ای موسوم به «کلور» آغاز و با دو طرح فولادی پاگیر شد، حالا از شب گذشته وارد فاز دیگری شده است، مرحله ای توسعه و پیشرفت.
اما واقعیت این است که ارزش این ابرطرح، تنها در جذب منابع مالی نیست، بلکه در تغییری است که میتواند در مسیر حرکت سرمایه ایجاد کند.
باید پذیرفت حتی امروز که کشور در شرایط پیچیده ای قرار دارد، اقتصاد با کمبود نقدینگی روبهرو نیست، مسئله اصلی، جهت حرکت نقدینگی است.
سرمایهای که امروز میان بازار ارز، طلا، خودرو و مسکن در گردش است، ارزش افزودهای برای اقتصاد ایجاد نمیکند، این همان «پول داغ» است، نقدینگیای که دائماً از بازاری به بازار دیگر مهاجرت میکند ، بیش از آنکه تولید را تقویت کند، به نوسان قیمت داراییها دامن میزند و از ارزشش می کاهد.
اگر این منابع از طریق بیمههای پروژهمحور به سرمایهگذاریهای واقعی منتقل شوند، اتفاق مهمی رخ میدهد؛ نه اینکه خلق پول متوقف شود، بلکه نیاز اقتصاد به تأمین مالی مبتنی بر اعتبار بانکی کاهش پیدا میکند، قبول کنیم که این تفاوت، ظریف اما تعیینکننده است.
گاهی گفته میشود چنین طرحهایی مانع خلق پول میشوند، گاهی ممکن است بازار سرمایه از این طرح ها نگران شوند اما واقعیت این است که از نظر اقتصاد پولی، این گزاره دقیق نیست. بانکها همچنان مطابق چارچوب سیاست پولی و مقررات، اعتبار ایجاد خواهند کرد، اما هرچه پروژههای بیشتری از طریق پساندازهای بلندمدت مردم تأمین مالی شوند، نیاز بنگاهها و دولت به استقراض بانکی کمتر خواهد شد، بنابراین می شود با اطمینان ادعا کرد که هر چند بیمه پروژهمحور مستقیماً خلق پول را متوقف نمیکند اما وابستگی اقتصاد به خلق اعتبار برای سرمایهگذاری را کاهش میدهد.
اهمیت این تحول زمانی روشنتر میشود که به مفهوم «خلق ارزش اقتصادی» توجه کنیم، در ادبیات مالی، شاخص ارزش اقتصادی دارائی «EVA» ابزاری برای سنجش این است که آیا یک شرکت پس از کسر هزینه سرمایه، واقعاً ارزش اقتصادی ایجاد کرده است یا خیر.
بنابراین، هدف یک پروژه موفق، توسعه شاخص EVAنیست بلکه خلق ارزش اقتصادی واقعی است.
اگر منابع جذبشده در پروژههایی سرمایهگذاری شوند که بازده آنها بیش از هزینه سرمایه باشد، نتیجه آن افزایش ثروت واقعی اقتصاد خواهد بود، نه صرفاً افزایش حجم نقدینگی.
این دقیقاً همان نقطهای است که صنعت بیمه میتواند به هویت اصیل خود بازگردد و «البرز» توانست با اتکا به توان مدیریتی و بدنه کارشناسی به درستی از پس آن برآید.
شاید مهمترین اصل این تجربه آن باشد که آینده اقتصاد کشور بیش از آنکه به افزایش منابع مالی نیاز داشته باشد، به تغییر مسیر جریان سرمایه نیازمند است.
اگر صنعت بیمه بتواند پساندازهای مردم را به سرمایهگذاریهای مولد پیوند دهد، دیگر تنها یک فروشنده بیمهنامه نخواهد بود بلکه به یکی از ستونهای ثبات اقتصاد کلان تبدیل خواهد شد.
در اقتصادی که سالها زیر سایه تأمین مالی بانکمحور زندگی کرده است، این تغییر میتواند آغاز فصلی تازه باشد، فصلی که در آن، به جای خلق بدهی، ارزش خلق میشود و به جای گردش پول در بازارهای سفتهبازانه، سرمایه در خدمت توسعه ملی قرار میگیرد.
[/xfgiven_gallery]


