جایی که انتظار میرفت صدای سندیکا شنیده شود

گروه بیمه - خدا شاهد است که «سکوت» همیشه نشانه احتیاط نیست، ماشالله این روزها سکوت، خودش کوره ریسک پزیست، به ویژه وقتی نهادی «سکوت» میکند که اساساً برای ارتعاش صدای یک صنعت شکل گرفته است.
در روزهای اخیر، نحوه پرداختن رسانه ملی به اخبار صنعت بیمه و به طور مشخص رئیس کل بیمه مرکزی به عنوان فرد نخست حکمرانی بیمه ، خبرنگاران و البته بیمه سینا، واکنشهایی را در میان فعالان این صنعت به همراه داشته است.
طبیعتاً نقد یک شرکت بیمه نه اتفاق عجیبی است و نه امری که باید با آن مخالفت کرد، چراکه شرکتهای بیمه با منابع مردم سروکار دارند و عملکرد مالی و مدیریتی آنها باید در معرض پرسش رسانهها باشد.
اما در کنار هجمه ها به رئیس کل بیمه مرکزی رویکرد دیگری نیز وجود دارد، هنگامی که یکی از اعضای صنعت معتقد است تصویری ناقص از عملکردش در رسانهای با مخاطب هزاره ارائه شده، نهاد صنفی آن صنعت چه نقشی باید ایفا کند؟
این موضوع را میتوان از اساسنامه سندیکای بیمهگران آغاز کرد آنجا که در ماده ۴، «صیانت از حقوق و منافع قانونی، حرفهای و صنفی اعضا»، نهادینه کردن اخلاق و رفتار حرفهای، ترویج فرهنگ بیمه و کمک به بهبود فضای کسبوکار صنعت در شمار اهداف سندیکا قرار گرفته است، در ماده ۵ نیز برای تحقق این اهداف، وظایف و اختیاراتی را برای سندیکا در نظر گرفته است.
حالا با چنین شرایطی، انتظار برای شنیدن موضع سندیکا ، انتظار دور از ذهنی به نظر نمیرسد.در سال های اخیر و در جریان طرح ساخت برنامه و سریال هایی با حمایت صنعت بیمه برای صداوسیما، سندیکای بیمه گران ایران نقش فعالی برعهده گرفت تا جایی که جلسات توجیهی برگزار شده، مدیران روابط عمومی شرکتها دعوت شدهاند و دبیرکل نیز برای همراهی اعضای صنعت در این زمینه مکاتباتی داشته است.
اصل چنین همکاریای میتواند کاملاً قابل دفاع باشد، صنعت بیمه ما همچنان با مسئله پایینبودن ضریب نفوذ و ضعف فرهنگ بیمهای مواجه است و استفاده از ظرفیت تولیدات نمایشی برای آشنایی بیشتر جامعه با مفهوم بیمه میتواند بخشی از یک برنامه ارتباطی بلندمدت باشد.
هر چند که صنعت بیمه دستاورد قابل دفاعی برای سهام داران و ذی نفعان از همکاری های این چنینی نداشت و احتمالا مخالفت مجدد با ساخت نیز از این زاویه به عنوان یکی از دلایل قابل دفاع است، اما همین سابقه همکاری، انتظار دیگری نیز ایجاد میکند.
اگر سندیکا در زمان گفت وگو و همکاری صنعت بیمه با رسانه ملی نقش هماهنگ کننده دارد، پس هنگام بروز اختلاف و انتقاد نیز نباید بخشی از همین نقش را نیز بر عهده داشته باشد؟!
اگر سندیکا میتواند برای تأمین مالی تولید محتوای رسانه ملی، اعضای خود را گرد هم بیاورد، قاعدتاً هنگامی که همان رسانه درباره صنعت بیمه از رئیس کل گرفته تا خبرنگاران و شرکت ها مطالبی مطرح میکند که با اعتراض جدی فعالان صنعت مواجه میشود نیز باید بتوان صدای این نهاد را شنید.
البته محسن پورکیانی دبیر کل سندیکا مطلعند که این، الزاماً به معنای انتشار یک واکنش و بیانیه تند یا قرارگرفتن در مقابل صداوسیما نیست، اتفاقاً نقش یک نهاد صنفی در چنین شرایطی باید ایجاد گفت وگو، درخواست ارائه تصویر کاملتر و دفاع از حق پاسخگویی اعضای خود باشد.
در همین رابطه نیز ماجرای بیمه سینا نمونهای برای طرح همین پرسش است، بیمه سینا، مانند هر شرکت دیگری، باید نقد شود، وضعیت مالی، ذخایر، مطالبات، کیفیت پرتفوی، سود و زیان و تصمیمات مدیریتی آن با همه این جزییات از جمله موضوعاتی هستند که رسانه حق دارد درباره آنها سؤال کند و دفاع صنفی نیز نباید به سپری برای فرار شرکتها از پاسخگویی تبدیل شود.
اما ارزیابی یک بیمهگر بدون توجه به ماهیت ریسکهایی که پذیرفته و خسارتهایی که پرداخت کرده، میتواند بخشی از تصویر را نادیده بگیرد.
نامه رسمی مدیرعامل بیمه سینا نشان میدهد احن شرکت در سال گذشته با خسارتهای بزرگ و غیرمترقبهای از جمله مجتمع بندری شهید رجایی، سیمان تهران، شرکت پاک، شهر صنعتی کاوه و چسب استحکام قم مواجه بوده است، در همین نامه آمده است که حقبیمه صادره شرکت در سه ماهه ۱۴۰۵ نسبت به دوره مشابه ۱۰۵ درصد رشد کرده، خسارت پرداختی ۶۸ درصد افزایش شافته و نسبت خسارت از ۴۹ درصد به ۴۰ درصد کاهش پیدا کرده است.
البته این اعداد نه میتوانند همه انتقادها از بیمه سینا را پاسخ دهد و نه قرار است چنین کاری کند، اما نشان میدهند که ارزیابی عملکرد یک شرکت بیمه، احتمالاً پیچیدهتر از انتخاب چند عدد از صورتهای خام مالی است که ماهیت بیمه نیز همین پیچیدگی را ایجاد میکند.
بیمهگر تعهدی را امروز میپذیرد که هزینه واقعی آن ممکن است در آینده و در نامناسبترین زمان ممکن آشکار شود، هنگام آتشسوزی، انفجار، حادثه طبیعی یا جنگ.
در حادثه بندر شهید رجایی، شرکتهای بیمه درگیر ارزیابی و پرداخت خسارتهای سنگین شدند، همچنین در خسارتهای ناشی از جنگ نیز بخش قابل توجهی از شبکه کارشناسی صنعت برای ارزیابی خسارت مردم و بنگاهها وارد عمل شد و خسارت ها پرداخت شد و همچنان در حال پرداخت است و این همان بخش کمتر دیده شده بیمه است.
هیچکدام از این خدمات، صنعت بیمه را از نقد معاف نمیکند، اتفاقاً صنعتی که بر اعتماد عمومی بنا شده، باید پذیرای نقد جدیتری باشد، البته میان نقد سخت و روایت ناقص مرزی وجود دارد که هم رسانه و هم نهاد صنفی باید مراقب آن باشند.
اینجا همان نقطهای بود که انتظار میرفت سندیکا وارد شود، نه برای دفاع بیقید وشرط از بیمه سینا بلکه برای درخواست یک استاندارد ساده «قضاوت بر پایه اطلاعات کامل، استفاده از شاخصهای تخصصی و فراهمکردن فرصت پاسخ» که این همان سواد رسانه ای است که این روزها در سندیکای بیمه گران دیده نمی شود.
حتی یک پیام کوتاه و محترمانه به پیمان جبلی میتوانست چنین مضمونی داشته باشد «جناب آقای دکتر جبلی، صنعت بیمه نقد حرفهای رسانه ملی را فرصتی برای اصلاح و افزایش پاسخگویی میداند در عین حال انتظار میرود در ارزیابی عملکرد شرکتهای بیمه، مجموعه شاخصهای تخصصی، خدمات این صنعت در حوادث بزرگ و توضیحات طرف مورد نقد نیز مورد توجه قرار گیرد تا مخاطبان رسانه ملی تصویری کامل و منصفانه از عملکرد صنعت دریافت کنند».
چنین موضعی نه مقابله با رسانه است و نه درخواست چشم پوشی از ضعفهای صنعت، اتفاقا برعکس، میتواند نشانه بلوغ یک رابطه حرفهای باشد، رابطهای که در آن رسانه حق پرسیدن دارد و صنعت نیز حق دارد انتظار داشته باشد دقیق و کامل روایت شود تا شائبه هر گونه غرض ورزی را از ذهن ذی نفعان دور کند.
البته در این ماجرا بیمه سینا بیشتر بهانه ای شد تا نگاهی به موضع منفعل سندیکا به مسائل مهم صنعت و شرکت های بیمه صورت گیرد و فلسفه وجودی یک تشکل صنفی دوباره مورد پرسش قرار گیرد.
واقعیت این است که سندیکا برای روزهای بیمسئله ساخته نشده است و اساسا ارزش یک نهاد صنفی در لحظه ای ارزشگذاری می شود که دفاع از منافع جمعی، هزینه پیدا میکند.
صنعت برای تأمین مالی یک روایت مطلوب از بیمه به سندیکا نیاز ندارد، برای روزی به آن نیاز دارد که کسی باید از حق صنعت برای یک روایت منصفانه دفاع کند وگرنه عملا باید گفت که زمان انحلال سندیکای بیمه گران ایران فرا رسیده است، حتی به ضرورت اصلاح قانون که زیرساخت های قانونی آن کاملا در اختیار رئیس شورایعالی بیمه است.
[/xfgiven_gallery]

