«گردشگری»، بانکی که بهجای پول، آرامش چاپ کرد

جنگ، بیش از آنکه میدان نبرد باشد، میدان اعتماد است، در اقتصادهای بانک محور، نخستین قربانی درگیریهای نظامی، نه ساختمانها، که انتظارات سپردهگذاران است، ترس از نقدشوندگی داراییها و احتمال تعطیلی شعب، به سرعت تبدیل به «اثر گلهوار» میشود، همه میدوند تا اول باشند، و این دویدن، خود بحران را میآفریند.
جنگ، بیش از آنکه میدان نبرد باشد، میدان اعتماد است، در اقتصادهای بانک محور، نخستین قربانی درگیریهای نظامی، نه ساختمانها، که انتظارات سپردهگذاران است، ترس از نقدشوندگی داراییها و احتمال تعطیلی شعب، به سرعت تبدیل به «اثر گلهوار» میشود، همه میدوند تا اول باشند، و این دویدن، خود بحران را میآفریند.
در چنین شرایطی، بانکها معمولاً دو گزینه بیشتر ندارند، تزریق نقدینگی از سوی بانک مرکزی، یا مدیریت وحشت از طریق ارتباطات؛ بانک گردشگری اما مسیر سومی را برگزید، اینکه ارتباطات را نه یک ابزار حاشیهای، بلکه به مثابه ستون اصلی استراتژی مدیریت ریسک خود به کار گیرد.
اقدام روابط عمومی این بانک در روزهای جنگ، فراتر از بیانیههای کلیشهای «بانک فعال است» یا «سپردهها تضمین شده» بود، آنها با تولید محتوای مستمر تصویری و متنی، از حضور مدیران ارشد در شعبهها گرفته تا مصاحبههای زنده و حتی انتشار پشتصحنههای پشتیبانی فنی سامانهها، عملاً یک «لالایی اقتصادی» برای سیستم عصبی بازار ساختند.
این محتوا نه فقط شفاف، بلکه هوشمندانه طراحی شده بود تا عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش دهد، وقتی مشتری میبیند که مدیرعامل بانک در بانک ایستاده و با آرامش درباره برنامه پایداری منابع صحبت میکند، دیگر نیازی به دویدن به سمت باجه نیست، این «آرامشِ تولیدشده» دقیقاً همان محصولی است که یک بانک در بحران میفروشد، و بانک گردشگری آن را به وفور عرضه کرد.
اما تحلیل عمیقتر، این اقدام را در چارچوب «مدیریت جلوگیری از خروج نقدینگی» قرار میدهد، خروج نقدینگی در بحران، غالباً ریشه در «بحران اعتماد» دارد، نه «بحران ذخایر»؛ حتی اگر نسبت کفایت سرمایه بانک عالی باشد، اگر سپردهگذار باور کند دیگران در حال برداشت هستند، او هم اقدام میکند.
در چنین شرایطی بانک گردشگری با ایجاد یک روایت مثبت و پرمخاطب از «بانکی که سرِ کار خود ایستاده»، این باور را خنثی کرد، آنها عملاً انتظارات را مدیریت کردند و با حذف انگیزه برداشتهای پیشگیرانه، نقدینگی را در سیستم بانک، نگه داشتند، در این معادله، هر دقیقه محتوای منتشرشده، معادل میلیاردها تومان سپردهای بود که در بانک ماند.
جالبتر آنکه این استراتژی، فراتر از یک کمپین کوتاهمدت، نوعی «سرمایهگذاری روی سرمایه شهرت» بود، در ادبیات مالی، سرمایه شهرت به عنوان یکی از باارزشترین و در عین حال شکننده ترین داراییهای نامشهود بانک شناخته میشود که در این رابطه بانک گردشگری نشان داد به لحظه بحران، این دارایی میتواند نقدشونده ترین دارایی باشد، آنها با هر پست و هر مصاحبه رسانه ای، سکهای به خزانه اعتماد واریز کردند و در ازای آن، از خروج نقدینگی جلوگیری کردند.
شاید بتوان با کمی کنایه گفت که این بانک موفق شد قانون اول اقتصاد بحران را نقض کند و از عبارت «در بحران، نقدینگی پادشاه است» عبور کرده و به اصل، در بحران اعتماد «ارتباطات پادشاه است» را برای خود شخصی سازی کند.
این بانک اثبات کرد که با روایت سازی حرفهای، میتوان ریسکهای ارتباطی را به فرصتی برای تحکیم وفاداری مشتری تبدیل کرد، این درس نه فقط برای بانکها، که برای هر بنگاه اقتصادی در محیط های پرآشوب، ارزش تأمل دارد.
[/xfgiven_gallery]

