بیمه دانا در نقطه جوش/رئیس کل دقیقا از چه رویکردی در این شرکت تشکر کرد؟
گروه بیمه - در یک صبح معمولی در تهران، رئیسکل بیمه مرکزی بدون اعلام قبلی وارد ساختمان بیمه دانا میشود. بازدیدی ساده که در ظاهر یک رویداد اداری است، اما در فضای صنعت بیمه معنای بیشتری یافته است، نوعی اعلام حضور قدرت نظارتی در مقطعی که شاخصها شروع به رفتارهای غیرعادی کردهاند.
البته این بار رئیس کل بیمه مرکزی مدیرعامل و اعضای هیات مدیره بیمه دانا را که تقریبا از اوایل زمستان سال گذشته مسئولیت این شرکت را به دست گرفته اند با تعریف و تمجید ذوق زده کرده و از اراده جدی هیأت مدیره، مدیرعامل و قائممقام به همراه مدیران و کارکنان توانمند و دلسوز شرکت بر تغییر در سیاستهای بیمهگری بیمه دانا از «پرتفوی محوری» بهسوی «بیمهگری حرفهای»، سالم، توانمند در ایفای تعهدات و سودآور تشکر کرده است.
اما تا پیش از این با وجود وضعیتی که میان بیمه دانا و بیمه مرکزی بود، خسروشاهی هیچگاه برای همکاری در سازماندهی وضعیت شرکتی که از یک سو سهامدار سهام عدالت دارد و از سوی دیگر بیمه گر پرتفوهای بزرگی مانند صندوق بازنشستگی و یا فرهنگیان است، دیدار صمیمانه ای برگزار نکرد.
همین رویکرد حالا بی طرفی ناظر را در اتخاذ تصمیمات مدیریتی با پرسش رو به رو می کند.
اما رازپول در نظر دارد تا بررسی کند که آقای رئیس از کدام وضعیت در بیمه دانا در کمتر از ۶ ماهه اخیر تعریف و تمجید کرده است و چه مشکلی از این شرکت حل شده که ناظرین بیمه دانا و بیمه مرکزی از آن بی خبرند.
خسروشاهی پرداخت خسارت و ایفای تعهدات را به عنوان یکی از رویکردهای مورد توصیه به این شرکت برشمرده است، اما در پس این جمله، یک واقعیت سنگینتر جریان دارد.
در فاصله چند ماه، یعنی از آذر سال گذشته که رضا جعفری از بیمه دانا رفت تا اسفند تعداد شکایت بیمهگذاران از ۳,۷۷۱ مورد به ۵,۰۴۷ فقره رسیده است. این روند رو به رشد در حالی است که در اسفند ماه سال گذشته به دلیل وضعیت پیچیده دفاع رمضان، کشور در حالتی نیمه تعطیل و دسترسی ها به اینترنت محدود بود اما رشد شکایت ها نشان می دهد که این فشار در لایه های عملیاتی مستقل از شرایط بیرونی در حال تشدید بوده است.
این عدد فقط یک آمار نیست، نشانهای است از اینکه جایی در زنجیره اعتماد، چیزی در حال ساییده شدن است. بیمهگذارانی که قرار بود در لحظه بحران حمایت یک نهاد مالی را داشته باشند، حالا بیشتر از قبل وارد مسیر شکایت از همین نهاد مالی شدهاند.
از سوی دیگر بررسی روند پرتفو نشان می دهد که دانا در فروردین امسال بالغ بر ۲.۷ همت حق بیمه تولید کرده است در حالی که این رقم در مدت مشابه سال قبل ۲۱ همت بود. این سقوط سنگین هرچند که با تمجید نهاد ناظر مواجه شده اما سقوطی است که نمیشود آن را فقط «اصلاح پرتفوی» نامید و بیشتر شبیه جمع شدن یک بازار است.
تعبیر رئیس کل از این سقوط به عنوان «بیمه گری حرفه ای» وقتی نگران کننده می شود که ظاهرا ناظر فراموش کرده که این روند در حال تخلیه فشار به سمت دیگر این ماجراست، چرا که این سقوط قابل توجه جریان نقدینگی به سمت شرکت را با اختلال مواجه کرده و روند ایفای تعهدات و خسارت ها را در بیمه دانا احتمالا با اخلال مواجه خواهد کرد.
هرچند که در راهروهای چنین شرکتهایی، این تغییرات معمولاً با روایت هایی مانند اصلاح ساختار، حرکت به سمت بیمهگری حرفهای، خروج از پرتفویهای ناسالم توضیح داده می شود اما در بیرون این روایت، بیمهگذارانی که دیرتر خسارت میگیرند، یا برای گرفتن حق خود مجبور به عبور از مسیرهای طولانیتر هستند، حالا وجود دارد و این همان جایی است که سبب تغییر مدیرعامل قبلی شد.
در تجربه صنعت بیمه، همیشه یک قانون نانوشته وجود دارد. اگر ریسک از ترازنامه حذف شود، باید جایی دیگر ظاهر شود. یا در قیمت، یا در دسترسی، یا در رضایت. در بیمه دانا، به نظر میرسد این ریسک حالا در جای سوم دوباره ظاهر شده است، در افزایش شکایتها.
این همان نقطهای است که داستان از یک گزارش مالی، به یک مسئله حکمرانی تبدیل میشود، موضوعی که باید با نگرش ۳۶۰ درجه تحلیل شود درست در همان نقطه ای که حساسیت های مربوط به سهام داران عدالت را هم وارد ماجرا کنیم و یا هزینه های اداری سرسام آور را برای این شرکت بزرگ در نظر بگیریم.
اگر بیمه مرکزی با چنین رویکردی مباحث بیمه دانا را دنبال کند موضوع امیدبخش است اما آیا عملکرد بیمه دانا در این وضعیت شایسته تمجید است؟ همین رویکرد است که اصل بی طرفی در قضاوت ها را حداقل در مورد افرادی که خود را قبل از هر چیز کارشناس این صنعت می دانند با شائبه رو به رو می کند.
همین رویکرد است که حالا سبب شده این پرسش مطرح شود که به جز مدیرعامل و هیات مدیره چه چیزی در دانا تغییر کرده و البته بهبود یافته؟
[/xfgiven_gallery]






