«کارآفرین» برای برند صنعت بیمه سرمایه گذاری کرد

گروه بیمه - بیمه عمر یکی از محصولات پیچیده بیمه ای در جهان است که این روزها نه تنها از بعد سرمایه گذاری بسیار مورد توجه بازار قرار گرفته بلکه بخشی از ارزش واقعی آن در روزهایی آشکار می شود که بیمه گذار زنده نیست.
شاید به همین دلیل است که هنر مدیریت در یک شرکت بیمه با بسیاری از بنگاه های اقتصادی در تمایز است، هنری که امروز، برای فردای جاودانگی وعده زمینی می فروشد؛در دنیای بازاریابی، قاعده ای معروف ادعا می کند که یک بازاریاب حرفه حتی می تواند یک یخچال را به یک اسکیمو هم بفروشد، این همان فصل تمایز هنر از قاعده است، هنری که یک برگ وعده را برای رفاه مادی بازماندگان فردای نیستی ما می فروشد.
اما در ایران هنوز بزرگترین مانع توسعه بیمههای زندگی، قیمت یا تنوع محصولات نیست؛ بلکه تردید بخشی از جامعه نسبت به این موضوع ساده است که « شرکت بیمه در روز حادثه واقعاً به تعهد خود پایبند می ماند»
تردید نسبت به این موضوع را نه بروشورهای تبلیغاتی برطرف می کند و نه ادعاهای بازاریابی و نه وعده ای که ما هنگام خرید دریافت می کنیم، بلکه این روایت ها و تجربه مشریان پیشین است که دل متقاضیان امروز را گرم نگه می دارد.
در دنیای بازار سازی چهار گانه ای کلاسیک وجود دارد به نام مدل«aida» در این مدل، مسیر خرید هر محصول از چهار مرحله عبور میکند که عبارتند از ،آگاهی (Attention)، علاقه (Interest)، تمایل (Desire) و اقدام به خرید (Action)؛در بیمههای زندگی، بسیاری از شرکتها میتوانند مرحله نخست را با تبلیغات و معرفی محصول ایجاد کنند، اما فاصله میان «آگاهی» و «اقدام به خرید» معمولاً بسیار عمیق است، دلیل آن هم ساده، زیرا بیمه عمر محصولی نیست که مشتری بتواند کیفیت آن را پیش از مصرف تجربه کند، بنابراین، تبلیغات فقط توجه را جلب میکند، اما آنچه علاقه را به تمایل و تمایل را به خرید تبدیل میکند، اعتمادی است که فقط تجربه مشتری می تواند معمار آن باشد.
این اعتماد زمانی شکل میگیرد که بازار، نمونههای واقعی از ایفای تعهدات بیمهگر را ببیند، هر پرونده خسارتی که با سرعت، شفافیت و بدون مناقشه پرداخت شود، در عمل پلی میان دو مرحله پایانی مدل AIDA میسازد؛ یعنی تردید مشتری را کاهش میدهد و او را از «شناخت یک محصول» به «تصمیم برای خرید» هدایت میکند.
از این منظر، پرداخت خسارت تنها انجام یک تعهد قراردادی نیست؛ بلکه مؤثرترین ابزار بازاریابی برای توسعه فرهنگ بیمههای زندگی است.
در همین رابطه بیمه کارآفرین توانست استراتژی «تجربه مشتری» را در حوزه روایتگری محصول به درستی به خدمت بگیرد تا به بازار بالقوه بیمه عمر و زندگی اثبات کند از وعده تا عمل، یک گارانتی محصول وجود دارد در این شرکت.
از همین رو براساس اطلاعات اعلام شده از سوی کارآفرین، بیمهگذاری که نزدیک به دو دهه مشتری بیمههای عمر بود و طی سالهای اخیر پوشش خود را در قالب محصول «عمر اندوختهدار امید» تکمیل کرده بود و در سانحه رانندگی جان خود را از دست داد، پس از تکمیل فرآیند بررسی، بیش از ۹۶ میلیارد تومان شامل سرمایه فوت و اندوخته بیمهنامه اش، ظرف کمتر از ۱۵ روز کاری به ذینفعش پرداخت شد.
ممکن است نخستین واکنش، شگفتی از بزرگی رقم باشد؛ اما اهمیت اقتصادی این پرونده در مبلغ آن خلاصه نمیشود، اهمیت واقعی در این است که شرکتی پس از سالها ارزیابی ریسک، دریافت حقبیمه و مدیریت ذخایر، توانسته است تعهدی در این مقیاس را بدون تأخیر و حتی ظرف ۱۵ روز کاری اجرا کند.
در منطق بیمه، چنین پروندهای بیش از آنکه یک پرداخت خسارت باشد، آزمونی برای اعتبار مدل کسبوکار شرکت است.
بیمه کارآفرین در این پرونده، صرفاً یک خسارت بزرگ پرداخت نکرد؛ بلکه کوشید به مهمترین دغدغه مشتریان بالقوه پاسخ دهد که آیا این تعهد روزی که به آن نیاز داریم، واقعاً اجرا خواهد شد؟ و اساسا قدرت مدیریتی شرکت بیمه ای که گارانتی کننده وعده انجام تعهد است، اجازه پرداخت خسارت در ساعت صفر را خواهد داد؟
از سوی دیگر یکی دیگر از دستاورد این شرکت بیمه را نه افزایش فروش، بلکه تقویت فرهنگ خرید بیمههای زندگی در ایران، باید در نظر گرفت چرا که یک برند قدرتمند تنها برای افزایش سهم بازار خود سرمایهگذاری نمیکند، بلکه برای توسعه کل بازار نیز مسئولیت میپذیرد.
اگر مهمترین دستاورد این پرونده را صرفاً افزایش فروش بیمههای عمر بیمه کارآفرین بدانیم، ارزش استراتژیک آن را کوچک کردهایم، ارزش واقعی زمانی خلق میشود که یک تجربه موفق، ریسک ادراکشده خرید بیمه عمر را برای همه کاهش دهد و اعتماد به کل صنعت را افزایش دهد، پس در این نگاه، پرداخت سریع و بیحاشیه خسارت، نوعی «سرمایهگذاری بر برند صنعت» است، نه فقط برند شرکت، که این همان مسئولیت اجتماعی یک برند پیشرو است.
[/xfgiven_gallery]

