بیمه کارآفرین و خطر بازگشت به گذشته، شرکتهای بزرگ را نمیتوان با مناسبات دوران تأسیس اداره کرد

گروه بیمه- بیمه کارآفرین با مسئلهای روبهروست که در ظاهر ممکن است اختلافی میان سهامداران به نظر برسد، اما در واقع موضوعی درباره بلوغ سازمانی است،حالا موضوع این است که واقعا شرکتی که از مرحله تأسیس عبور کرده، میتواند دوباره با منطق دوران تولد اداره شود؟نظریههای چرخه عمر سازمان پاسخ چندان خوشبینانهای نمیدهند.
واقعیت امروز این است که بیمه کارآفرین دیگر شرکتی نیست که بتوان آن را با منطق، روابط و ملاحظات سالهای نخست تأسیس اداره کرد و اساسا بر أساس منطق های علمی مدیریتی در چرخه عمر سازمان شرکتهای بزرگ را نمیتوان با قواعد دوران کودکی اداره کرد.
اساسا بزرگشدن یک بنگاه فقط در افزایش حقبیمه، دارایی یا تعداد بیمهگذاران خلاصه نمیشود، رشد واقعی زمانی اتفاق میافتد که ساختار حکمرانی شرکت نیز متناسب با ابعاد تازه آن تغییر کند و تجربه بیمه کارآفرین نشان میدهد سهامداران این شرکت زمانی به همین ضرورت رسیده بودند، اما تنشهای اخیر دوباره این موضوع را مطرح کرده است که آیا سهامداران مایلند در شرکتی که وارد مرحله بلوغ شده کلید بازگشت به گذشته را روشن کنند؟ گذشته ای که خود آنها تصمیم گرفته بودند از آن عبور کنند و عملا بازگشت به آن غیر ممکن است.
کارآفرین یکی از شرکت هایی بود که در سالهای ابتدایی، مرز مالکیت و مدیریت در آن چندان روشن نبود چرا که برخی مدیران در جایگاه سهامداری نیز قرار داشتند و در بخشهایی از ساختار اجرایی، نشانههایی از مناسبات خانوادگی دیده میشد.البته چنین الگویی در بسیاری از بنگاههای تازهتأسیس مشاهده میشود، مالکان سرمایه، اعتبار و ارتباطات خود را وارد شرکت میکنند و طبیعی میدانند که مدیریت را نیز مستقیماً در اختیار داشته باشند.
البته در مرحله نخست چرخه عمر سازمان، تمرکز قدرت در دست بنیانگذاران نهفقط طبیعی، بلکه گاهی ضروری است. سازمان کوچک است، تصمیم باید سریع گرفته شود و مرز مالکیت و مدیریت هنوز چندان معنا ندارد. اما همان خصوصیاتی که در کودکی سازمان مزیت محسوب میشوند، در بلوغ میتوانند به بیماری تبدیل شوند.
بنابراین این ساختار شاید در دوران کودکی مزیت محسوب می شد، اما رفته رفته با بزرگترشدن شرکت به نقطه ضعف تبدیل شد تا جایی که سهامداران در مرحله بلوغ تصمیم به پوست اندازی گرفتند .
درست در همین نقطه «تئوری نمایندگی» اهمیت پیداکرد، چرا که این تئوری می گوید که مالکیت، حق تعیین جهت و مطالبه نتیجه را ایجاد میکند، اما لزوماً به معنای برخورداری از صلاحیت مدیریت اجرایی نیست، هرچند که این مدیران نیز از افراد خبره صنعت بیمه بوده اند.
تجربه هم نشان داد که سهامداران بیمه کارآفرین نیز بهتدریج ضرورت تفکیک این دو حوزه را پذیرفتند و با دعوت از افراد حرفه ای مانند خودشان مدیریت حرفهایتر شد، مرز میان سهامداری و اداره روزمره شرکت وضوح بیشتری پیدا کرد و نتیجه این تحول نیز قابل مشاهده بود.
گزارشهای مقایسهای صنعت بیمه که توسط رازپول در روزهای گذشته منتشر شد، عملکرد کارآفرین را در شمار شرکتهای برخوردار از پایداری و قدرت مالی قرار داد. حالا و با استناد به همین آمارها می توان ادعا کرد که چنین جایگاهی را نمیتوان فقط محصول سرمایه یا شرایط بازار دانست، بخشی از آن نتیجه عبور از مدیریت دوران کودکی و حرکت به سمت حکمرانی سازمانی در مرحله بلوغ بوده است.
آمارهای عملیاتی نیز ابعاد این تغییر را آشکارتر میکنند. مجموع حقبیمههای زندگی بیمه کارآفرین در پایان سال ۱۳۹۷، یعنی مقطعی که میتوان آن را به دوره نخست مدیریت شرکت منتسب دانست، به حدود ۵۱۴ میلیارد تومان رسیده بود. این رقم از آن سال تاکنون با افزایشی چشمگیر به حدود ۴.۷ همت رسیده است و رشد قابلتوجه شرکت در رشتههای غیرزندگی نیز بهوضوح قابل مشاهده است.
البته رشد اسمی حقبیمه در اقتصادی تورمی بهتنهایی برای قضاوت درباره کیفیت مدیریت کافی نیست، اما تغییر مقیاس فعالیت، توسعه پرتفو و تثبیت جایگاه مالی شرکت در کنار یکدیگر، تصویری فراتر از افزایش عددی فروش ارائه میکنند. با اتکا به همین شواهد میتوان گفت بیمه کارآفرین از سال ۱۳۹۷ تاکنون یک پوستاندازی مدیریتی را تجربه کرده است و با گذار از شرکتی در مقیاس کوچک که گاه به کارگاهی برای اعمال مناسبات سهامداری شباهت داشت، به شرکتی پایدارتر و صاحبجایگاه در صنعت بیمه رسیده است.
اکنون بالاگرفتن دوباره اختلافات سهامداری میتواند این دستاورد را در معرض آسیب قرار دهد، هرچند که اختلاف میان سهامداران اتفاق عجیبی نیست، اما مسئله از جایی آغاز میشود که اعتبار شرکت به ابزار چانهزنی در این اختلافات تبدیل شود.
سهامداران باید مطلع باشند که ممکن است انتشار یک حاشیه آغازی جالب باشد، اما پس از ورود رسانهها، بازار و ... ، پایاندادن به آن الزاماً در اختیار آغازکنندگان نخواهد بود، چرا که حاشیه را میتوان آغاز کرد، اما همیشه نمیتوان مسیر حرکت و نقطه پایان آن را کنترل کرد.
در ادبیات حرفه ای مدیریت آمده است که اعتبار یک شرکت بیمه دارایی شخصی هیچ مدیر یا سهامداری نیست، این اعتبار پشتوانه اعتماد بیمهگذاران، کارکنان، شبکه فروش، همه سهامداران و تیم مدیریتی است و نباید در منازعات داخلی هزینه شود، خصوصا برای شرکتی که بخش قابل توجهی از پرتفوی آن بیمه زندگی است و بیمه گذاران زندگی یکی از حرفه ای ترین بیمه گذاران صنعت بیمه اند، آنها سواد مالی، رسانه ای و ... دارند و موضوعات شرکت متبوع خود را دنبال می کنند.
سهامداران باید بدانند که کارآفرین امروز از ساختار دوران تأسیس خود فاصله گرفته است و الگوی دوره کودکی، دیگر پاسخ گو نیست. بازگشت به آن مناسبات، احیای یک مزیت تاریخی نیست، عقبگرد از بلوغی است که نتایج مالی، عملیاتی و اعتباری آن برای شرکت آشکار شده است. مسئولیت سهامداران و مدیران اکنون حفظ آرامش و تقویت ساختار حرفهای شرکت است، زیرا ساختن اعتبار سالها زمان میبرد، اما واردکردن آن به یک نزاع ممکن است تنها با چند تصمیم کوتاه آغاز شود و این با بلوغی که از کارآفرین در این سال ها دیده شده مغایر است.
[/xfgiven_gallery]

