وقتی بزرگی، نشانه برتری نیست/ارزیابی تطبیقی عملکرد ۱۷ شرکت بیمه بر اساس شاخصهای بینالمللی
گروه بیمه - رشد پرشتاب صنعت بیمه در سالهای اخیر، بهویژه از منظر حقبیمه تولیدی، این تصور را ایجاد کرده است که بسیاری از شرکتها در مسیر بهبود عملکرد قرار گرفتهاند. اما تجربه بازارهای توسعهیافته نشان میدهد که رشد فروش، تنها یکی از ابعاد ارزیابی یک شرکت بیمه است و حتی در برخی موارد میتواند تصویری گمراهکننده از واقعیت اقتصادی شرکت ارائه کند.
در ادبیات حرفهای بیمه، نهادهایی بزرگ ارزیابی بیت المللی سال هاست که ارزیابی شرکتهای بیمه را بر پایه مجموعهای از شاخصهای مکمل انجام میدهند؛ شاخصهایی که علاوه بر اندازه کسبوکار، کیفیت سود، بهرهوری سرمایه انسانی، قدرت سرمایه، ساختار درآمد، نسبتهای فنی و توان خلق ارزش برای سهامداران را نیز مورد توجه قرار میدهد.
بر همین اساس، عملکرد ۱۷ شرکت بیمه بر مبنای صورتهای مالی حسابرسیشده سال ۱۴۰۴ و با استفاده از بیش از ۶۰ شاخص مدیریتی و مالی مورد بررسی قرار گرفت. این مطالعه تلاش میکند به جای پاسخ دادن به این پرسش که «کدام شرکت بزرگتر است؟»، به پرسش مهمتری پاسخ دهد: کدام شرکت، کارآمدتر، پایدارتر و ارزشآفرینتر است؟
شرکت هایی که در تاریخ تهیه گزارش هنوز صورت های مالی حسابرسی شده را منتشر نکرده بودند در این بررسی قرار نگرفتند.
فراتر از حقبیمه تولیدی
یکی از مهمترین یافتههای این مطالعه آن است که جایگاه شرکتها با تغییر شاخص ارزیابی، دگرگون میشود. شرکتی که از منظر حجم پرتفوی در صدر قرار دارد، الزاماً در سودآوری، بهرهوری یا کیفیت مدیریت سرمایه نیز پیشتاز نیست. در مقابل، برخی شرکتهای متوسط از نظر اندازه، توانستهاند با مدیریت هزینه، کنترل خسارت و تخصیص مناسب سرمایه، بازدهی بهمراتب بالاتری برای سهامداران خود ایجاد کنند.
این تفاوت، اهمیت فاصله گرفتن از قضاوتهای مبتنی بر حجم فروش را بیش از پیش آشکار میکند.
بهرهوری؛ حلقه مفقوده رقابت
مقایسه شاخصهای سرمایه انسانی نشان میدهد که فاصله میان شرکتها تنها در اندازه بازار نیست؛ بلکه در کیفیت استفاده از منابع نیز شکاف قابل توجهی وجود دارد. اختلاف چند برابری در شاخصهایی مانند سود خالص به ازای هر کارمند، ارزش افزوده ایجادشده توسط هر نیروی انسانی و بازده سرمایه انسانی، بیانگر آن است که ساختار مدیریتی و کارایی سازمانی امروز به یکی از مهمترین عوامل تمایز شرکتهای بیمه تبدیل شده است.
در این میان، شرکتهایی مانند کارآفرین، البرز و آسیا از منظر بهرهوری عملکردی قابل توجه دارند، در حالی که برخی شرکتهای بزرگتر هنوز نتوانستهاند از ظرفیت منابع انسانی خود به همان نسبت ارزش اقتصادی خلق کنند.
کیفیت سود؛ مهمتر از مقدار سود
نتیجه مهم دیگر این بررسی آن است که همه سودها کیفیت یکسانی ندارند. بخشی از شرکتها عمده سود خود را از عملیات اصلی بیمهگری و مدیریت ریسک به دست آوردهاند؛ در حالی که در برخی دیگر، سهم درآمدهای سرمایهگذاری یا درآمدهای غیرعملیاتی در سود نهایی بسیار پررنگ است.
این تفاوت از آن جهت اهمیت دارد که سودهای مبتنی بر عملیات بیمهای، معمولاً پایدارتر، قابل تکرارتر و کمتر وابسته به شرایط بازار سرمایه هستند. از این رو، کیفیت سود در بسیاری از نظامهای رتبهبندی بینالمللی، یکی از مهمترین معیارهای سنجش سلامت مالی شرکتهای بیمه محسوب میشود.
تصویری متفاوت از صنعت
محاسبه شاخصهایی نظیر نسبت خسارت، نسبت ترکیبی، حاشیه سود عملیاتی، بازده حقوق صاحبان سهام (ROE)، بازده داراییها(ROA)، بازده سرمایه انسانی و بهرهوری سرمایه، نشان میدهد صنعت بیمه بیش از آنکه با یک بازار همگن مواجه باشد، مجموعهای از مدلهای کسبوکار با عملکردهای کاملاً متفاوت را در خود جای داده است.
در حالی که برخی شرکتها توانستهاند میان رشد، سودآوری، کنترل ریسک و کارایی سرمایه تعادل برقرار کنند، گروهی دیگر همچنان با چالشهایی مانند نسبت خسارت بالا، حاشیه سود ضعیف، اتکای زیاد به درآمدهای غیرعملیاتی یا بازده پایین داراییها مواجهاند.
یک ضرورت برای حکمرانی صنعت
شاید مهمترین پیام این مطالعه آن باشد که زمان بازنگری در شیوه ارزیابی عملکرد شرکتهای بیمه فرا رسیده است. اتکا به شاخصهایی مانند حقبیمه تولیدی یا سود خالص، بدون توجه به کیفیت این سود، کارایی سرمایه، بهرهوری منابع انسانی و پایداری درآمدها، میتواند تصویر ناقصی از وضعیت واقعی شرکتها ارائه کند.
حرکت به سمت نظام ارزیابی مبتنی بر شاخصهای بینالمللی، نه تنها به تصمیمگیری دقیقتر سرمایهگذاران و سهامداران کمک میکند، بلکه میتواند کیفیت رقابت، شفافیت و حکمرانی شرکتی را نیز در صنعت بیمه ارتقا دهد.
در ادامه این گزارش، پنج جدول مقایسهای ارائه میشود که بهترتیب وضعیت ۱۷ شرکت بیمه را در پنج محور اصلی نشان میدهد:
مقیاس کسبوکار (Business Scale)
قدرت سرمایه (Capital Strength)
بهرهوری سرمایه انسانی (Human Capital Productivity)
کیفیت سود (Earnings Quality)
شاخصهای بینالمللی عملکرد شرکتهای بیمه (International Insurance Performance Indicators)
هر جدول علاوه بر دادههای مقایسهای، با تحلیل مدیریتی همراه است تا مشخص شود تفاوت عملکرد شرکتها ناشی از چه عواملی است و هر شاخص چه برداشتی از کیفیت مدیریت، سودآوری و پایداری کسبوکار ارائه میدهد.
مقیاس کسب و کار
بررسی دادهها نشان میدهد صنعت بیمه از نظر اندازه، به دو گروه کاملاً متفاوت تقسیم میشود. در یک سوی بازار، شرکتهایی مانند کاریزما، دی، دانا، آسیا، البرز و کوثر قرار دارند که حجم عملیات بسیار بزرگی دارند و بخش عمدهای از بازار را در اختیار گرفتهاند. در سوی دیگر، شرکتهایی نظیر نوین، سرمد، تجارت نو و تعاون با مقیاس کوچکتر فعالیت میکنند.
اما نکته مهم آن است که بزرگ بودن الزاماً به معنای کارآمد بودن نیست. برخی از بزرگترین شرکتها همزمان بالاترین نسبت خسارت یا پایینترین حاشیه سود را ثبت کردهاند، در حالی که شرکتهایی با اندازه متوسط توانستهاند عملکرد مالی متوازنتری ارائه دهند. این موضوع نشان میدهد که ارزیابی شرکتهای بیمه نباید صرفاً بر پایه حجم پرتفوی انجام شود.
قدرت سرمایه (Capital Strength)
اگر جدول نخست «اندازه» شرکتها را نشان میداد، این جدول «توان تحمل ریسک» آنها را آشکار میکند. سرمایه، حقوق مالکانه و نسبتهای بازده سرمایه مشخص میکنند که هر شرکت تا چه اندازه پشتوانه مالی لازم برای توسعه فعالیت و جذب ریسکهای جدید را در اختیار دارد.
بررسی دادهها نشان میدهد شرکتهایی مانند پاسارگاد، البرز، پارسیان و آسیا از منظر حقوق مالکانه و سرمایه، در موقعیت بسیار قدرتمندی قرار دارند. این شرکتها علاوه بر سرمایه بالا، نسبتهای متعادلی میان سرمایه، حقوق مالکانه و حجم عملیات برقرار کردهاند که از منظر مدیریت ریسک یک مزیت مهم محسوب میشود.
در مقابل، برخی شرکتها با وجود رشد سریع پرتفوی، هنوز از نظر سرمایه متناسب با اندازه عملیات رشد نکردهاند. این موضوع میتواند در آینده فشار بیشتری بر نسبت توانگری مالی و ظرفیت نگهداری ریسک وارد کند.
بهرهوری سرمایه انسانی (Human Capital Productivity)
یکی از مهمترین یافتههای این مطالعه در این جدول نمایان میشود. برخلاف تصور رایج، تعداد کارکنان یا گستردگی شبکه فروش بهتنهایی عامل موفقیت نیست؛ بلکه نحوه استفاده از این منابع تعیینکننده است.
اختلاف چندبرابری میان شرکتها در شاخصهایی مانند حقبیمه به ازای هر کارمند، سود خالص به ازای هر کارمند، ارزش افزوده ایجادشده توسط هر نیروی انسانی و بازده سرمایه انسانی نشان میدهد که کیفیت مدیریت و ساختار سازمانی نقشی بسیار پررنگتر از اندازه سازمان ایفا میکند.
در این بخش، کارآفرین از منظر بهرهوری سرمایه انسانی عملکردی ممتاز دارد و پس از آن البرز، آسیا و سرمد در بسیاری از شاخصها عملکرد مطلوبی ثبت کردهاند. در مقابل، شرکتهایی که سود عملیاتی منفی دارند، حتی با برخورداری از شبکه فروش گسترده، نتوانستهاند منابع انسانی خود را به ارزش اقتصادی تبدیل کنند.
این یافته نشان میدهد که رقابت آینده صنعت بیمه بیش از آنکه بر افزایش تعداد شعب یا کارکنان استوار باشد، بر افزایش بهرهوری هر واحد سرمایه انسانی متمرکز خواهد بود.
کیفیت سود (Earnings Quality)
کیفیت سود، مهمتر از مقدار سود است.
سود خالص بهتنهایی شاخص مناسبی برای ارزیابی عملکرد یک شرکت بیمه نیست. آنچه اهمیت بیشتری دارد، منشأ این سود است. سودی که از عملیات اصلی بیمهگری حاصل میشود، معمولاً پایدارتر از سودی است که از فروش داراییها، درآمدهای غیرعملیاتی یا نوسانات بازار سرمایه به دست میآید.
مقایسه شرکتها نشان میدهد تفاوت قابل توجهی در ساختار سودآوری آنها وجود دارد. برخی شرکتها بخش عمده سود خود را از عملیات بیمهای ایجاد کردهاند و از حاشیه سود فنی مناسبی برخوردارند؛ در حالی که در برخی دیگر، درآمدهای سرمایهگذاری یا سایر درآمدهای غیرعملیاتی نقش تعیینکنندهای در سود نهایی ایفا میکند.
از منظر پایداری سود، شرکتهایی که همزمان حاشیه سود فنی مناسب، سهم متعادل درآمد سرمایهگذاری و وابستگی محدود به درآمدهای غیرعملیاتی دارند، در موقعیت باثباتتری قرار میگیرند. در مقابل، هرچه سهم درآمدهای غیرتکرارشونده در سود افزایش یابد، ریسک نوسان سودآوری در سالهای آینده نیز بیشتر خواهد بود.
به بیان دیگر، دو شرکت ممکن است سود خالص مشابهی گزارش کنند، اما کیفیت این سود و قابلیت تکرار آن در سالهای آینده کاملاً متفاوت باشد.
شاخصهای بینالمللی ارزیابی عملکرد (International Insurance Performance Indicators)
این جدول، جمعبندی عملکرد واقعی شرکتهاست.
اگر چهار جدول پیشین هر یک بخشی از عملکرد شرکتها را بررسی میکردند، این جدول تلاش میکند تصویری یکپارچه از وضعیت صنعت ارائه دهد. شاخصهایی مانند نسبت خسارت، نسبت ترکیبی، حاشیه سود عملیاتی، بازده حقوق صاحبان سهام (ROE)، بازده داراییها (ROA)، بازده سرمایه انسانی و بهرهوری سرمایه، از مهمترین معیارهایی هستند که در ارزیابی شرکتهای بیمه در سطح بینالمللی بهکار میروند.
نتایج این مقایسه نشان میدهد صنعت بیمه ایران از منظر کارایی، فاصله قابل توجهی میان شرکتها دارد. برخی شرکتها موفق شدهاند میان رشد، سودآوری، بهرهوری سرمایه و کنترل ریسک تعادل برقرار کنند؛ در حالی که برخی دیگر با وجود رشد پرتفوی، همچنان با نسبتهای ترکیبی بالا، حاشیه سود ضعیف یا بازده پایین داراییها مواجهاند.
از منظر بازده داراییها (ROA) نیز اختلاف عملکرد قابل توجه است. شرکتهایی که با حجم دارایی کمتر توانستهاند سود بیشتری ایجاد کنند، از کارایی مدیریتی بالاتری برخوردارند؛ در مقابل، بازده پایین یا منفی داراییها میتواند نشانه استفاده ناکارا از منابع مالی یا ضعف در مدل کسبوکار باشد.
همچنین، مقایسه بازده سرمایه انسانی نشان میدهد که تفاوت اصلی میان شرکتهای موفق و سایر شرکتها، بیش از آنکه در اندازه سازمان باشد، در توانایی تبدیل منابع انسانی و سرمایه به ارزش اقتصادی نهفته است.
[/xfgiven_gallery]







