.
راز پول » اینشورتک » دیجیتال‌سازی بدون مسئولیت؛ چگونه اینشورتک‌ها ریسک را جابه‌جا کردند

دیجیتال‌سازی بدون مسئولیت؛ چگونه اینشورتک‌ها ریسک را جابه‌جا کردند

کد خبر: 333


گروه بیمه
- اگر بخواهم با منطق اقتصاد دیجیتال به رفتار اینشورتک‌های نگاه کنم، قبل از هر چیز باید یک تمایز اساسی را روشن کنم و آن اینکه «دیجیتال بودن» به‌معنای «سیستمی بودن» نیست.

بسیاری از کسب‌وکارها از فناوری استفاده می‌کنند، اما تنها تعداد اندکی واقعاً با قواعد اقتصاد دیجیتال هم‌خوان هستند.

اقتصاد دیجیتال درباره اپلیکیشن، رابط کاربری زیبا یا مقایسه قیمت نیست؛ درباره معماری ریسک، جریان اطلاعات و هم‌راستایی انگیزه‌هاست از این منظر، تردید جدی وجود دارد که بتوان رفتار مسلط اینشورتک‌ها را منطبق با منطق واقعی اقتصاد دیجیتال دانست.

در اقتصاد دیجیتالِ بالغ، ارزش از کاهش عدم‌تقارن اطلاعاتی، حذف رانت‌های پنهان و افزایش شفافیت سیستمی خلق می‌شود، پلتفرم دیجیتال باید اصطکاک‌های غیرضروری را حذف کند، نه اینکه اصطکاک‌های جدید و نامرئی بسازد، وقتی پول کاربر وارد یک پلتفرم می‌شود و پیش از رسیدن به مقصد نهایی یعنی شرکت بیمه متوقف می‌ماند، ما با یک «گره سیستمی» مواجه‌ایم، نه با نوآوری دیجیتال، این توقف، همان نقطه‌ای است که منطق دیجیتال می‌شکند و منطق واسطه‌گری سنتی، آن هم در شکل پرریسک‌ترش، بازتولید می‌شود.

اقتصاد دیجیتال ذاتاً ضد تمرکز ریسک پنهان است، پلتفرم موفق، ریسک را یا توزیع می‌کند یا شفاف می‌سازد اما در مدل رایج اینشورتک‌ها، ریسک نقدینگی در جایی متمرکز می‌شود که کمترین ظرفیت نهادی برای تحمل آن وجود دارد این نه ‌تنها با روح اقتصاد دیجیتال ناسازگار است، بلکه یادآور همان خطایی است که در بحران‌های مالی گذشته بارها تکرار شده، انتقال ریسک از نهادهای تحت نظارت به بازیگران کم‌نظار‌ت، با این توهم که «فناوری» جایگزین سرمایه و پاسخ‌گویی می‌شود.

طرفداران اینشورتک‌ها معمولاً به «کاربرمحوری» استناد می‌کنند اما اقتصاد دیجیتال، برخلاف تصور رایج، کاربرمحورِ احساسی نیست؛ اقتصاد دیجیتال کاربرمحورِ ساختاری است، یعنی سیستم به ‌گونه‌ای طراحی می‌شود که کاربر در بلندمدت آسیب نبیند، حتی اگر در کوتاه ‌مدت همه ‌چیز کمتر هیجان‌انگیز باشد.

وقتی کاربر فقط قیمت را می‌بیند و نه ریسک، نه کیفیت نهادی و نه پایداری شرکت بیمه را، ما با ساده ‌سازی افراطی مواجه‌ایم، نه توانمندسازی دیجیتال. این نوع طراحی، کاربر را به مصرف‌کننده‌ای خوشحال اما ناآگاه تبدیل می‌کند؛ دقیقاً خلاف وعده اقتصاد دیجیتال.

تمرکز اینشورتک‌ها بر بیمه‌های شخص ثالث و بدنه نیز نشانه دیگری از این ناهمخوانی است. اقتصاد دیجیتال واقعی معمولاً از لبه‌های پیچیده شروع می‌کند، جایی که داده، تحلیل و فناوری می‌توانند ارزش واقعی خلق کنند اما اینجا شاهد حرکت به سمت ساده ‌ترین و کم ‌ریسک‌ترین محصولات از نظر دانشی هستیم، نه از نظر سیستمی؛ این انتخاب نشان می‌دهد که هدف اصلی، مقیاس ‌پذیری سریع جریان پول است، نه ارتقای کیفیت تصمیم‌گیری بیمه‌گذار یا بهبود مدیریت ریسک در سطح کلان.

نکته کلیدی دیگر، مسئله «پوست در بازی» است، در اقتصاد دیجیتال سالم، پلتفرم‌ها طوری طراحی می‌شوند که اگر سیستم آسیب دید، خودشان هم هزینه بدهند اما در مدل فعلی، سود اینشورتک‌ها در زمان‌های خوب، خصوصی است و ریسک در زمان‌های بد به سیستم منتقل می‌شود به شرکت بیمه، نهاد ناظر یا نهایتاً به مصرف‌کننده، این عدم تقارن، علامت کلاسیک یک ساختار ناسالم است، نه یک اکوسیستم دیجیتال بالغ.

بنابراین، اگر بخواهیم صادق باشیم، می‌توان گفت رفتار فعلی بسیاری از اینشورتک‌ها بیشتر با منطق «دیجیتال‌نمایی» هم‌خوانی دارد تا اقتصاد دیجیتال. آن‌ها فناوری را به‌عنوان پوشش استفاده می‌کنند، نه به‌عنوان بازطراحی قواعد بازی.

به صورت کلی اقتصاد دیجیتال قرار بود رانت را حذف کند، نه جابه‌جا، قرار بود سیستم را مقاوم‌تر کند، نه شکننده‌تر.

بنابراین تا زمانی که جریان پول شفاف نشود، ریسک در جای درستش ننشیند و انگیزه‌ها هم ‌راستا نگردد، اطلاق عنوان «اقتصاد دیجیتال» به این مدل‌ها بیشتر یک برچسب بازاریابی است تا یک واقعیت اقتصادی.

بر همین اساس می توان نتیجه گرفت که سیستم‌ها را نه با نیت‌ها، بلکه با رفتارشان باید قضاوت کرد و رفتار فعلی اینشرتک ها، هنوز فاصله معناداری با قواعد واقعی اقتصاد دیجیتال دارد.

[xfgiven_gallery]
[/xfgiven_gallery]
دسته بندی: اینشورتک
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید