«سینا» ریسکی که باید هم نظارت شود و هم تحمل

گروه بیمه - گاهی یک گزارش حسابرسی فقط مجموعهای از اعداد نیست، بلکه شبیه یک آزمایش پزشکی است که نشان میدهد بیمار مدتهاست علائم هشدار را نادیده گرفته است. گزارش حسابرسی بیمه سینا دقیقاً چنین وضعیتی را به تصویر میکشد، شرکتی که نشانههای ضعف فنی، بلاتکلیفی مدیریتی و بیتفاوتی سهامداری، همزمان در صورتهای مالی آن دیده میشود.
مسئله صرفاً این نیست که «سینا» زیان انباشته دارد یا ذخایرش ناکافی است، مسئله این است که این واقعیتها مدتهاست قابل مشاهده بودهاند، اما واکنش مؤثری از سوی سهامدار یا نهاد ناظر دیده نشده است. در شرایطی که گزینههای مدیریتی یکی پس از دیگری مطرح و کنار گذاشته شدهاند و حتی یک مدیر بیمه مرکزی از نیمه راه این شرکت بازگشته، طبیعی است که نبود مدیرعامل حرفهای و تیم فنی قوی به تدریج به بحران عملیاتی تبدیل شود. وقتی یک شرکت با ۶.۷ همت حقبیمه تولیدی، بیش از ۱۰ همت مطالبات و ۲.۸ همت زیان انباشته در برابر سرمایهای حدود ۵۸۷ میلیارد تومان دارد، دیگر بحث درباره «بهبود تدریجی» بیشتر شبیه امیدواری خوشبینانه است تا تحلیل واقعگرایانه.
اما آنچه این وضعیت را نگرانکنندهتر میکند، ضعف در برآورد ذخایر و کیفیت دادههای خسارت است. ذخایر خسارتهای معوق و ریسکهای منقضینشده بدون در نظر گرفتن روند واقعی خسارت محاسبه شده و در عین حال هزینه خسارت ثبتشده بیش از ذخایر ایجادشده بوده است. این وضعیت نیاز به حداقل ۸۰۰ میلیارد تومان ذخیره مازاد را ضروری کرده است. همین عبارت ساده نشانهای است از فاصله میان واقعیت خسارت و مفروضات فنی. وقتی خسارتهای سنوات قبل در دوره جاری شناسایی میشوند، پیام آن روشن است، چرخه گزارشگری خسارت و تحلیل توسعه خسارتها دچار اختلال ساختاری شده است. همین موضوع توجهات را بار دیگر به عملکرد نظارتی بیمه مرکزی جلب می کند.
در بازارهای بیمهای بالغ، چنین سیگنالهایی فوراً حساسیت بیمهگران اتکایی را برمیانگیزد؛ زیرا عدمقطعیت در دادهها مستقیماً به افزایش قیمت ریسک و کاهش ظرفیت اتکایی منجر میشود. اما در بازاری که بخش مهمی از اتکایی در اختیار دولت است، ظاهرا این هشدارها کمتر جدی گرفته میشود. همینجاست که مسئله می تواند از یک شرکت فراتر میرود و به سطح ریسک سیستمی تبدیل شود و همین جاست که بار دیگر موضوع شراکت و نظارت بیمه مرکزی در کنار تعارض منافع مطرح می شود.
در اغلب اقتصادهای پیشرفته، نهاد ناظر و بازیگر اصلی بازار اتکایی از یکدیگر جدا هستند، زیرا ضعف در برآورد ذخایر یا خطا در دادههای خسارت، نهایتاً به ترازنامه پذیرندگان اتکایی منتقل میشود. اگر نهاد ناظر خود بزرگترین پذیرنده ریسک باشد، در موقعیتی متناقض قرار میگیردکه باید هم بر ریسک نظارت کند و هم پیامدهای آن را در صورتهای مالی خود بپذیرد. در چنین ساختاری، بیتوجهی به مشکلات یک شرکت دیگر صرفاً یک خطای نظارتی نیست، بلکه به معنای نادیده گرفتن ریسکی است که در نهایت به کل صنعت منتقل میشود.
گزارش بیمه سینا اکنون بیش از هر چیز توجهها را به حاکمیت شرکتی جلب کرده است. اگر کمیتههای تخصصی، هیئتمدیره و سازوکارهای کنترل داخلی قرار است نقشی ایفا کنند، زمان آن دقیقاً همین لحظه است، زمانی که اعداد هنوز هشدار میدهند و بحران به مرحله غیرقابلمدیریت نرسیده است، هرچند که مدیریت آنهم حداقل برای سهام دار گران تمام میشود.
اقتصاد و صنعت بیمه پر از داستانهایی است که در آنها مشکلات کوچک، بهدلیل تعلل مدیریتی و خوشبینی سهامداری، به بحرانهای بزرگ تبدیل شدهاند. تفاوت میان اصلاح و فروپاشی معمولاً نه در پیچیدگی مسائل، بلکه در اراده برای مواجهه با واقعیتهاست. گزارش حسابرسی بیمه سینا حالا این واقعیتها را روی میز گذاشته است، موضوع اصلی این نیست که اعداد چه میگویند، بلکه این است که چه کسی حاضر است بالاخره به آنها گوش دهد.
آیا آنهمه سازوکار و شعار وا نظارتا که بیمه مرکزی سرداده بود،عاقبتش این است؟ پرویز خسروشاهی اگر نگران وضعیت نظارتی و شراکتی بیمه مرکزی نیست حداقل نگران کارنامه کاری خود باشد، چرا که این وضعیت مستقیما در کارنامه کاری و هویتی او خواهد نشست.
[/xfgiven_gallery]

