«معلم» دانش آموزان را رها نکرد

گروه بیمه- ۸ صبح زنگ مدرسه به صدا درآمد، همان صدایی که باید نوید تکرار ساده و آرام یک روز عادی را بدهد. اما آن روز، در شهری که زیباییاش با محرومیت گره خورده، هیچچیز عادی نماند. چند دقیقه بعد، حیاط مدرسه به صحنهای بدل شد که واژهها برای توصیفش کم میآورند. خاک، دود و سکوتی که تنها با فریادهای پراکنده شکسته شد.
در جهان امروز ما که به ظاهر بر نظم و قواعد استوار است، گاهی واقعیت با خشونتی عریان، همه چارچوبها را در هم میشکند. آنچه در میناب رخ داد از همین جنس بود، مینای فقط یک فاجعه نبود، شکافی بود میان آنچه باید باشد و آنچه هست. کودکی که شاید ساعاتی پیش، بهشتی را برای مادرش نقاشی کرده بود، خود به بخشی از روایتی بدل شد که هیچکس برای شنیدنش آماده نبود.
قصه میناب را هر کس که شنید تا مغز استخوان غمگین شد، پس از همین غم جانکاه هم بود که ماموریت ها آغاز شد، در واقع در چنین لحظاتی است که بنگاه ها و سازمان ها آزموده میشوند، نه در بیانیهها، نه در گزارشهای رسمی، بلکه در واکنشهای انسانیشان.
پس از این فاجعه، بسیاری وارد میدان شدند، برخی برای بررسی، برخی برای روایت و برخی برای مدیریت بحران. اما در این میان، کنش یک بازیگر کمتر مورد انتظار، معنایی فراتر از نقش سنتیاش پیدا کرد، بیمه معلم.
تجربه های یک سال گذشته کشور سبب شده که ما رویکردهای مسئولانه صنعت بیمه را در ابعاد بزرگ و ملی شاهد باشیم. از حضور مسئولانه بیمه البرز در واقعه بندر شهید رجایی و حضور تیم مدیریتی این شرکت از لحظات اولیه حادثه و رسیدگی به خسارت ها تا رویکرد بیمه ایران در جنگ دوازده روزه که در مقیاس بزرگ در کل کشور به اجرا در آمد و حالا در دفاع رمضان که نه تنها بیمه ایران مسئولیت خطیر ارزیابی خسارت ها را برعهده دارد بلکه شرکت های کوچک تری مانند معلم نیز ابعاد مسئولانه ای از صنعت بیمه را به تصویر کشیده اند.
روایت شده که بیمه معلم با حضور در کنار خانواده شهدا مراتب تسلیت خود را به عنوان سازمانی که همواره با دانش آموزان همراه بوده ابراز کرده است و با یک تصمیم مسئولانه در هیات مدیره اتفاق مهمی رقم زده است.
انچه معلم در واقعه جانکاه میناب انجام داد، صرفاً اجرای یک تعهد نبود، چرا که اساساً تعهدی در کار نبود. ریسک جنگ، همانگونه که همه میدانند، در چارچوب قراردادهای متعارف بیمهای تعریف نمیشود. با این حال، بیمه معلم به عنوان بیمه گر حوادث دانش آموزی با حضور در منازل این کودکان در سوگ خانواده ها شریک شد و فراتر از متن خشک قرارداد، به واقعیت تلخ پیشآمده پاسخ داد.
در یک سال اخیر، صنعت بیمه با واقعیتی تازه روبهرو شده است، بحرانهایی که از مرزهای تعریفشده عبور میکنند. از فجایع صنعتی گرفته تا درگیریهای نظامی، آنچه روی کاغذ بهعنوان «استثنا» ثبت شده، در عمل به بخشی از تجربه زیسته جوامع تبدیل شده است.
در چنین شرایطی است که حالا، برخی بیمهگران به ابزار قدیمی اما کمتر بهکارگرفتهشدهای روی آوردهاند، پرداختهای مبتنی بر حسن نیت. این پرداختها، برخلاف تصور، صرفاً حرکتی احساسی نیستند. آنها پاسخی هستند به این پرسش بنیادین که اگر یک صنعت در لحظه بحران، تنها به مفاد قرارداد بسنده کند، چه چیزی از سرمایه نامرئی خود یعنی اعتماد عمومی باقی خواهد ماند؟
اقدام بیمه معلم در میناب را باید در همین چارچوب دید. تخصیص منابعی در حدود ۲۰ میلیارد تومان، پوشش نزدیک به ۲۰۰ دانشآموز و پرداختهایی که هرچند در مقیاس اقتصادی محدود به نظر میرسند، اما در مقیاس انسانی معنایی متفاوت پیدا میکنند. به هر حال بیمه معلم راهکار جالبی یافته تا از بودجه مسئولیت های اجتماعی در این زمینه مشارکت کند. البته او خانواده جانبازان این واقعه را فراموش نکرده است.
استفاده از ظرفیت بودجه مسئولیت اجتماعی شاید پاسخی باشد به اینکه چنین اقداماتی منجر به تضعیف انضباط بیمهای نخواهد شد و یا مرز میان تعهد و اختیار مخدوش نمیشود.
تجربه های زیسته نیز نشان می دهد که در جهانی که خود بهطور فزایندهای غیرقابل پیشبینی شده، پافشاری صرف بر همان مرزهای قدیمی دیگر تنها معیار عمل نیست. نظریه پردازان این حوزه دریافته اند که در واقع اگر بیمهگر نتواند در لحظه بحران، نقشی فراتر از یک نهاد مالی ایفا کند، احتمالا خود به بخشی از مسئله تبدیل خواهد شد.
میناب، از این منظر، فقط یک تراژدی نیست. یک آینه است. آینهای که نشان میدهد شرکتها دیگر نمیتوانند صرفاً در محدوده تعریفشده خود باقی بمانند. آنها، خواسته یا ناخواسته، به بازیگران اجتماعی بدل شدهاند، بازیگرانی که ارزششان نه فقط در ترازنامههای مالی، بلکه در نحوه حضورشان در لحظات دشوار سنجیده میشود.
همان نقطهای است که داستان میناب را با تمام تلخیاش، به یک تجربه جدید تبدیل کرد. بیمه معلم نشان داد در جهانی که قواعد بهتنهایی کافی نیستند، آنچه باقی میماند، انتخابهاست. انتخاب میان ماندن در چارچوب، یا قدم گذاشتن به بیرون از آن درست در زمانی که بیش از هر وقت دیگری، انسانیت به تصمیم نیاز دارد.
[/xfgiven_gallery]

